تبليغاتX
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران - سر در گمی تاریخ دان های الکی
مجموعه مقالات و نظرات شخصی در باره دروغهای تاریخ
    پائیز نمونه 87

   فصل زیبای پائیز در همه جای ایران دیدنی است از آغاز سال تحصیلی و دیدن فرزندان عزیز ایران گرفته تا خزان زرد و زیبای البرز و طوفان شن بیابان بزرگ ایران،  همه جا و همه چیز زیبا و دوست داشتنی است.

   سخن وبلاگ انوش راوید   

       سخن انوش راوید در وبلاگ به عاشقان دانستن حقیقت، تحصیل کرده ها و روشنفکران ایران عزیز می باشد،  اشخاصی که اندیشه و عملشان تابع منطق و حقایق علمی است.  بدین منظور حرکت وبلاگ بحث در جهت معیار هایی با اتکا به حقایق علمی و تجربی و موازین منطقی محقق است،  که بر پایه اصول دمکراسی ارایه می گردد.  در زمانی حساس که راه زندگی و رشد ملتها بشیوه  فرا امپریالیستی در خطر و بحران است،  لازم می گردد که اندیشمندان و روشنفکران مورد نظر این وبلاگ در تشخیص دروغها و یافتن واقعیتها و حقایق علمی در جغرافی ـ تاریخ و تکامل اجتماعی و فرهنگی گام بر دارند، و به گسترش واقعیتها در میان مردم بکوشند.  کوتاهی از این مهم سپردن دوران به دروغ پردازان است،  که با دشمنی دیرینه خواهان شکست و تجزیه ملتهای منطقه  می باشند.  امید است موضوع و مطلب این وبلاگ را ایرانیان دانش پژوه بگیرند و با دانش خودشان در آمیزند و به جامعه بفرستند،  که حتماً ره آوردی نیکو در پی خواهد داشت،  در غیر اینصورت چنان ماند که، من تیری در چله اینترنت گذاشته ام و بسوی دشمن رها کرده ام، و دشمن موذی هوشیارتر و ما همچنان پراکنده و بی دل و یار در انتظار سرنوشتی دیگر که برایمان بنویسند می مانیم.  حرکت دیگر وبلاگ گسترش و آموزش زندگی دمکرات و حفظ آزادی اندیشه و قلم در فضای مجازی اینترنتی است،  که تأمین کننده خواست اصلی وبلاگ می باشد.  سومین برنامه وبلاگ مبارزه با حشرات موذی است که دشمنی دینرینه با آزادی و فرهنگ ایرانی دارند،  که اندکی مأمور استعمار و امپریالیست و بعضی گمراه شدگان تاریخی هستند.

      عزیزان بیائید با دین و دانش والایمان خودمان سرنوشتی نو بنگاریم،  و بدین منظور از هم میهنان عزیز خواهشمندم در جهت سخن این وبلاگ نظر بنویسند،  تا به اهدف مورد اشاره یعنی باز نویسی علمی تاریخ و سرنوشت رسید.  ایران عزیز با داشتن امکانات گسترده طبیعی، سیاسی، اقتصادی، و ظرفیتهای عالی انسانی، علمی، فناوری، و سابقه درخشان تاریخی،  براحتی میتواند حرکت بسوی تمدن جدید را،  پویا طی کند.  این وظیفه اندیشمندان است که با درک تغییرات و با  دانایی قرن 21 ،  استراتژی منطقی و کار آمدی پیش بینی نمایند.   بنا براین احتیاج است درجهت فرآیند تدوین برنامه های آینده نگر،  همه اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی قرن 21  جهان را در نظر داشته باشند،  و لازم است چالشهایی که کشور با آن روبروست،  از قبیل نقاط قوت و ضعفها و فرصتها را کاملاً شناسایی کنند.  درایت پیش بینی آیند اینست که از گذشته خود واقعی و بدور از دروغ بدانیم،  امروز خود را با محکهای دقیق بشناسیم،  دارایی ها و بود و نبود های آشکار و پنهان را در تمام زمینه ها و چیزها خوب ببینیم.  انوش راوید  سعی می نماید با مقالات خود در وبلاگ،  چشم اندازی تهیه کند که به شکل همه جانبه و با درنگهای جدید،  بلکه تحرکی نو به فضا بدهد.  با شرایط بسیار خوبی که در همه زمینه ها داریم، و همچنین داشتن تمدن تاریخی مهم،  نمی توانیم قبول کنیم که نقشی پایین دست در منطقه و گیتی داشته باشیم.  احتمالاً بد بینانه نبینید،  بحثها نگاه نژادی و ملی نیست،  ایران و همه مردم ایران است،  مردم و کشور ما باید جایگاهی بلند تر و معظم تر داشته باشند.  انسان با هوش در قرن 21  حتی با یک نگاه به سر نوشته های انوش چون،  قرن سنت گریزی،  بسوی تمدن جدید، موج سوم، انسان قرن 21 ، چالش قرن،  تغییرات مطلوب،  خود بخود پیگیری میشود که اینها چه هستند،  و در پی سئوالها و نظرها و آزمون و تامل می رود،  هم میهنان عزیز احتمالاً این قبیل حرفها را شنیده،  شاید هم چند بار شنیده اید و خوانده اید،  ولی بد نیست یکبار دیگر و از دیدگاهی دیگر ببینید،  درصورتیکه از پس اینها،  سئوالها و نقدهای علمی باشد،  راحت می توان به آینده نو امیدوار بود،  که در نتیجه آن نا امیدی دشمن تاریخی را بدنبال دارد،  ولی اگر لودگی و یا ناسزا گویی شود،  متوجه میشویم کار روشن گری سخت و دشوار،  و راه دشمن هموار است.

       ایرانیان باستان دستگاه خلقت را میدان جنگ خوبی با بدی یا محل نبرد بین روشنایی با تاریکی می دانستند و انسان را مبارز این میدان می شماردند،  کاری که جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ پیشه کرده است،  یعنی مبارزه با تاریکی و دروغ و بدی بر پایه و اساس انسانی.   در گذشته ها دشمنان علیه ما دروغ نوشته و رجز خوانی نموده و تاریخ را جعل کرده اند،  چند قرن بعد استعمار و دشمنان احمق تاریخ ایران آنها را بزرگ نمایی کرده و با ترفند هایی گسترش داده و یا با نفوذ در آموزش ایران به عنوان تاریخ بخورد بچه های عزیز داده اند.  در جاهایی ساده دلان و احمق ترها دروغ ها را دست مایه کوبیدن ایرانی ها کرده اند.  بیائید با اعتماد به نفس ایرانی و ذکاوت خود هر کجا دروغی دیدید آنرا افشا کنید و دروغ ها را متذکر شوید و به دنیال واقعیت ها بگردید و این را سر آغاز کار بزرگ ملی برای برداشت دروغها از تاریخ ایران نمایید.  توجه داشته باشید این وبلاگ جهت این است که با دانایی قرن 21  فکر و تحقیق و تحلیل کرده که واقعیتهای تاریخی چه بوده است؟  و چشم و گوش بسته هر چه را نپذیرفت و به عنوان علم تاریخ قبول نکرد،  البته توجه داشت که این وبلاگ هم خود تاریخ نیست.  در دویست سال گذشته کار گزاران و چهره های استعمار برای جعل تاریخ و ملیتها و مرزها خیلی فعال بوده، و هر کاری خواستند با حمایت کشور هایشان کرده اند،  و امروزه دروغ ها تبدیل به خطر شداند، چون در هر صورت احمقانه دروغ گفته اند.  این وبلاگ را با دقت بخوانید تا بیشتر متوجه پلیدی و ترفندهای آنها شوید.

    خواست این وبلاگ چیست؟  برنامه ریز های دولتی و غیر دولتی و در هر زمینه کاری و فکری،  نیازمند آنند که بدرستی از تاریخ و تاریخ اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بدانند، مراحل بی قاعـده و هنجار رشد تاریخ و همچنین آهنگ تاریخی، به تمام معنی و تمام مسائل ایران را به واقعیت بدانند تا بتوانند به درستی برنامه ریزی نمایند، البته اکثراً بطور مستقیم به این دانش مراجعه نمی کنند، یعنی آنچه که در طول زندگی خوانده اند و در ذهن دارند مورد استفاده قرار می دهند، که خود این یک نقطه ضعف برنامه ریزی است، که در وبلاگ سازمان آینده بینی بررسی می شود.   اشتباهی که آمریکا در عراق کرد، ولی امروزه برای مراحل جدید تهاجم احمقانه اش، دارد به دنبال حقیقت های تاریخی می گردد.   برای همین دشمن با ترفند هایش نمی خواهد سیاسیون و برنامه ریز های ایرانی به واقعیت های تاریخی دست پیدا کنند تا در گمراهی باشند و نتوانند مسیر درست را بروند.  نظر بدهید و بپرسید و همراه شوید.

 سر در گمی تاریخ دان های الکی

    در بسیاری از کتاب های تاریخی،  سردرد گمی تاریخ دان های الکی و طوطی های تاریخ گو را می بینیم،  که می خواهند احمقانه واقع بینانه باشند.  در این باره نمونه آنقدر زیاد است که نمی شود برشمرد،  مخصوصاً در کتاب های تاریخی که اروپایی ها و آمریکایی نوشته اند،  برای مثال کتاب تاریخی،  خراسان و ماورالنهر نویسنده،  آ ـ بلنیتسکی،  عضو انستیتو باستان شناسی آکادمی علوم شوروی و معرف ترین آنها،  فقط یک بخش از کتابش را که در رابطه با اسکندر مقدونی است،  می نویسم متوجه می شوید چقدر سر در گم است.

نقل قول از آن کتاب،  ترجمه دکتر پرویز ورجاوند، چاپ نشر گفتار 1364:  نظریه بسیار غلو آمیز،  مرز شمال شرقی پادشاهی یونان ـ بلخی را در اوج شکوفایی آن به چین محدود می سازد،  اما این نظر تنها بر یک اشاره استثنایی یکی از منابع استوار است..... این اطمینان وجود ندارد که دولت یونان ـ بلخ بر سرزمین های آسیای میانه تسلط میداشته..... دو قرن تسلط یونان در آسیای میانه از ورود اسکند تا سقوط پادشاهی یونان تاریخ نویسان اروپایی را بسیار به خود مشغول داشته و نتیجه گیری مطلوبی نداشته و بلکه بیشتر جنبه مجادله آمیز بوده.....  نویسندگان کهن یونانی در باره مسائل و کشاورزی این حکومت زیاد غلو کردند که غیر قابل باور است.... با وجود درخشش پادشاهی یونانی ـ بلخی متخصصان اطلاعات پراکنده ای گرد آوری کرده اند....پایان نقل قول.

این چند سطر از ده ها صفحه کتاب ذکر شده می باشد،  در تمام سطر های آن سر در گمی از دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران پیداست، و همه تاریخ دان های بی اندیشه و بی مخ سر گردانند.  عزیزان خواننده گان وبلاگها و مقالات  انوش راوید  اندیشه کنید و تحلیل و بررسی نمایید،  متوجه خواهید شد که چقدر دروغ در تاریخ گفته اند،  دشمنان تاریخی و استعمار و امپریالیسم  می خواستند با این همه دروغ مردم ساده را به گمراهی بکشانند و استثمار کنند و منافع استعماری خود را ببرند.  استعمار گران تا قرن 20 آگاهی خوب نسبت به تاریخ داشتند،  ولی جانشینان یعنی استعمار نو از این دروغها غافل شد،  و این بدلایل مختلف علمی و سیاسی و اجتماعی در قرن 20 بوده است،  و از این نادانی آنها ما ایرانی ها باید استفاده ببریم،  چگونگی آنرا در پیگیری سایت های  انوش راوید  بیابید.

   باید تاریخ و سرگذشت ها را با تحلیل های اساسی و نو دید،  و با شواهد واقعی سنجید،  و چون ساده دلان دنبال جفنگیات دشمنان و احمقها نرفت.  حتماً  لشکر و جنگ در دوره های تاریخ را که در  اینجا  نوشته ام بخوانید.

    در موارد مختلف جغرافیای طبیعی می تواند راه گشا باشد،  مثلاً ما می دانیم تمدن های اولیه 7 تا 10 هزار سال پیش در کنار رود های بزرگ و پر آب بوجود آمد.  شهر نشینی های مهمی که از دل آنها شاهان و کاخهای سنگی و بت ها پدیدار شدند،  از  نیل و دلتای آن،  فرات و دجله،  سند و پنجاب، آمو دریا و سیر دریا،  بر خواستند.  با نگاه به نقشه جغرافیایی می بینیم که در سرزمین های جنگلی و بیابانی و به اجبار طبیعت مردم دور از هم و در نقاط کم جمعیت بودند و به همین دلیل نمی توانستند تمدن های اولیه را بوجود آورند،  چون امکانات آنها محدود بود.  اما بعد از ایجاد تمدن های فوق در کنار رود های بزرگ،  اجبار طبیعی بشر او را وادار می کرد با تمدن های دیگر بده و بستان های اقتصادی و سیاسی داشته باشد.  بنا بر این سرزمین های میان این تمدن ها جای خوبی برای تبادل دانش و فرهنگ بود،  که در مابین بین النهرین و سند ما تمدن تکامل یافته تر و ترکیبی جیرفت را داریم،  در مابین بین النهرین و ماورالنهر تمدن کاشان را داریم،  و در مسیر دیگر کابل هست.  در تاریخ می بینیم که خیلی سریع این تمدنها که در خاک ایران بزرگ قرار دارند دور پیشرفت را از قبلی ها گرفتند.  اینان که در مسیر همه تمدن های اولیه قرار داشتند از هر چند سو بهره بردند و با وجود طبیعت چهار فصل و شکل خوبی از جغرافیای طبیعی،  دست آوردهایی مهمی  آوردند،  که در موزها و آثاری از آنها باقی است.  مشروح این مطالب در کتاب تاریخ نیک در  اینجا  نوشته ام.

  مهم مهم،  یکبار دیگر تکرار می کنم،  انسان قرن 21 نباید چشم و گوش بسته هر چیز را بپذیرد بلکه باید با دانایی قرن 21 که در  اینجا  گفته ام آنها را تجزیه و تحلیل کند و با اندیشه ای واژگون و دیدی نو رهی پویا بسازد.

   آیا ایرانی ها برده بودند

      در خیلی از دروغ نامه ها می خوانیم که در زمان مغولان و اعراب و گاهی دیگران ایرانیان را اسیر می کردند و در بازار برده می فروختند و کلی چاخانهای مختلف.  من یک پرسش دارم،  که در واقع آزمایش کمی علمی هم می باشد، خودتان، بله خود شما که دارید این را می خوانید خود را در آن گذشته ها فرض کنید با همان فضا دقت کنید با همه چیز تاریخیش،  اسیر شده اید در دست عربی که می گویید عقب افتاده است و شما متمدن و با سواد،  چه می کنید و چگونه رفتار می کنید؟  آیا سریع ورق را به نفع خودتان بر نمی گردانید؟  آیا اصولاً امکان هست شما را در بازار برده بفروشند؟  و ده ها سئوال دیگر از خود بپرسید.  و از خود بپرسید چرا اجازه میدهید اینهمه  دروغ بخوردتان بدهند،  بپرسید مگر با دشمن ایران همدستیم که این دروغها را می پذیریم.   برده ها که بودند؟  از زمان هخامنشیان ایرانیان پایگاهی در زنگبار داشتند و در زمان ساسانیان و پس از آن در زمان خلفا این مکان به یک شهر ایرانی نشین تجارت پیشه تبدیل شد،  که خود داستانی دارد و اینک از حوصله این پست خارج است.  اعراب بازرگان برده،  در این مکان بچه های چهار و پنچ ساله  قاره را می خریدند و به خلیج فارس می فرستادند و به فروش می رساندند، صاحبانشان آنها را در ده سالگی اخته می کردند،  و چون این جزیره در اختیار ایرانی ها بود نامهای فارسی برای این برده های کوچک می گذاشتند.  بقیه این ماجراهای تاریخی را احتمالاً می دانید و در آینده بیشتر مینویسم.

   گام های تمدن های نو از ایران است

      در حجاری های  تخت جمشید  اولین گام پیدایش دینهای ابراهیمی دیده میشود،  از قبیل نبودن تصویر زن و یا مرد نیمه برهنه، در صورتیکه تا قبل از تخت جمشید تصویر هایی که با مشخصات به دین های ابراهیمی باشد در هیچ جا وجود نداشت.  این تحولی عظیم در پیدایش تفکر جدید در دوران هخامنشیان و جهان متمدن است،  که اصل بینش آن با فشار مردم و با سرداری کوروش بزرگ است،  که گذر مهم تاریخی در آزاد سازی فکر و منجمله پیامد آن رهایی یهودیان از اسارت دین بت ها در بابل بود.  ساخت تخت جمشید مطابق دین مردم و سلیقه آن زمان پادشاهان بود که بدست پیمان کاران و استادان و کارگران که اکثر یهودی بودند اجرا گردید، اغلب اینان در بابل راه مقابله با دین های اولیه را آموخته بودند،  دین هایی که پادشاه چون خدا بود و یا دینهای بت پرستی، و در جو مردمی تمرین داشتند، اینها اولین گام دین ابراهیمی را گذاشتند و همچنین در کار و زندگی با مردم از دین خدایی و ابراهیمی و یهودی گفتند و بحث کردند،  تبلیغاتی و چیزی که امروزه هم در محیط های کارگری و زندگی می باشد.  بنا بر این اگر ما با دیدی نو به تخت جمشید و کورش کبیر نگاه کنیم نتیجه علمی مهم و بهتری خواهیم داشت، با اندیشه ای رها و خواهشنا یکبار هم که شده دانش بسته و دروغ های گذشته تاریخ را کنار بگذارید،  خواهید دید  بسی فرا تر یم.  منجمله نمی توان پذیرفت که پادشاه بعنوان خراج و یا تحفه یا امثال آن،  گوسفندی و کوزه عسلی را بپذیرد،  اینها فقط می توانند نذورات باشند،  و در جایی هم که این باشد پرستش گاه است.  تخت جمشید  در  حدود یک قرن ساخته شد،  که قسمتهایی از آن تکمیل شد و بسیار بیشتر قابل گسترش بود،  که با ادامه حرکت فکری مردم در مدت ساخت آن بسوی میترایسم و زرتشت،  که در تاریخ نیک و در  اینجا   نوشته ام،  ساختن های آن بنای بزرگ با سقوط هخامنشیان متوقف شد، در طول تاریخ بنا های بسیاری دیده ایم که ساخت آن پایانی نداشته و با جریانی متوقف شده اند.  در واقع هخامنشیان بدست قسمتی از سربازان گارد جاویدان یا گردان فراته داران که نیرو های سوار نظام خراسان بودند و به بفرماندهی  اسکندر اشکانی  و همراهی مردم برای تکمیل آزادی خواهی  و دینهای نو سقوط کرد،  بعد از آن هرگز ما ساخت بنای آنچنانی را در هیچ جا ندیدیم چون مردم دیگر آدمهای سابق نبودند.  بیایید ما هم آدمهای سابق نباشیم و با اندیشه ای نو به تاریخ و جهان و قرن 21 بنگریم،  در  اینجا.  

   شوم ترین برنامه تاریخی

      قرنها استعمار با ترفندهای مختلف منجمله دروغ های حمله اسکندر مقدونی و چنگیز مغول،  مخها را شست و سرگرم کرد،  در این دوره امپریالیسم با اقتصاد نحسش که در پستهای قبلی نوشته ام تصمیم دارد شاهکار تاریخی شومی بکارد.  با فیلم های سپر موشکی و امنیتی عراق و مذاکره با ایران،  همه را سر کار گذاشته و در آنطرف قضیه ندیده و نشنیده ما دست بکار است.  در قرن  21  باید  واژگون ببینیم و بیاندیشم  و تحلیل کنیم،  نه هر آنچه را که راست و درست و ساده می بینیم،  بگوییم.  استعمار با بمباران روستاهای مرزی پاکستان و افغانستان و کشتن چند کشاورز و محصل می داند چه می کند،  می خواهد با به حرکت در آوردن مسلمین به فعل ایمان نه مفعول پول،  گردشی بزرگ ایجاد کند و شکل جدیدی به نقشه های سیاسی و اقتصادی جهان بدهد.  ترفند انتخابات شلوغ و پر ماجرا در آمریکا هم نمایش دیگری از ظاهر سردرگم آنها می نمایاند،  تا پشت صحنه را کسی نتواند ببیند.  امپریالیست برای شوم ترین برنامه تاریخی می خواهد بلکه بتواند کسادی و سردی خود را با بمب اتمی تاکتیکی گرم نماید.  آنها می دانند با کشتن چند نفر در اینطرف و آنطرف نمی تواند خمار ها را بیدار کنند،  این خمار ها مانند داستان غلام سیاه ارزان قیمتی هستند که باید چهل بار به او بزنند تا حرکت کند.  عزیزان باید هوشیاری مردم را نسبت به شگردهای تاریخی دشمن بالا ببریم و دشمن را در تمام چهره آن بشناسانیم.  یکبار دیگر به روشنفکران گرامی یاد آور شوم،  با مسائل ساده که هر روز می بینیم،  سرگرم نشویم و پشت صحنه را که نمی بینیم درک کنیم و یاد آور شویم.  درصورت تمایل جهت دریافت تحلیل های سیاسی و اقتصادی   انوش راوید   در نظر ها بنویسید. 

 نظریه ها و کنگره ها

      ما نباید آنچه که پدرانمان می اندیشیده و می دانستند و بودند،  باشیم،  ما در دنیای دیگر زندگی می کنیم با توانایی های جهانی بمراتب بیشتر و متفاوت.

     هشتاد سال است آموزش و پرورش و دانشگاه های ایران می گویند دانش همین است که ما می گوییم،  بخوانید و حفظ کنید و نمره بگیرید.  اجازه تفکر و اندیشه و نظریه نیست،  هرگز  گردونه یادگیری  به حرکت در نیامده،  کسی را یارای دگرگون بودن نبوده است.  در این چند نسل تحصیلی عادت شده طوطی گونه تکرار گردد و هر آنچه را که دیگران خواسته اند دانسته شود،  و هرگز در مورد آنها تحقیق و تحلیل واقعی نباشد.  آدمهای عادی، اساتید، گویندگان و شنوندگان، همه وهمه اجازه نداشته ایده ای ابراز کنند و نظریه جدید بدهند،  تصور تشکیل کنگره برای نظریه ای نبوده است.  طرح های نو و بگو مگو های علمی در پایه ترین شکل اجتماعی وجود نداشت، مخالف و موافق نظریه ها به جدال و نفی یکدیگر می پرداختند و کارشان به مخالفت جدی ذهنی و یدی تبدیل می گردید،  ایده ها و نظریه ها و کنگره هایی که می توانست توسط چند دانش آموز در کلاس ابتدایی تشکیل شود و پایه ای دمکراتیک برای اجتماعی نو باشد،  یا مجمع دانشمندان قدر جهانی باشد، که عالی است.

      کنگره ها و مجمع های علمی که می توانستند ایده ها و نظریه ها را پردازش کنند و به آزمون و  تجربه و کار بسپارند و در درنگی و تأملی سپس پرسش های نو اندیشه شود و گردش گردونه یادگیری جدیتی به زندگی  دهد و نمایی از دمکراسی باشد.   مثلاً،  دانش در مورد تاریخ که نیست فقط اطلاعاتی است غلط،  دور همین بیست یا سی کتاب که تقریباً از روی یکدیگر کپی شده اند دور می زند،  حتماً باید پادشاهی بوده،  خوب یا بد، جنگی با پیروزی یا شکست،  مردمی آزاده یا برده،  و تمام این کتابهای تاریخ از  هردوت تا طبری  و گریشمن تا .... حفظ کردن و حفظ کردن و تحویل و نمره بیست.  حتی مخالفان تاریخ ایران هم به این چند منبع دروغ مراجعه می کنند و خود فاقد تحلیل و تحقیق مستقل هستند.

       نظریه دروغ های تاریخ اولین بار در سال 1354 با ارایه مقاله  انوش راوید  به کنگره تاریخ نظامی در تهران شکل گرفت،  که در مجله دانشمند همان زمان چاپ گردید،  و متعاقب آن از ایشان ده ها مقاله در این باره در نشریات مختلف چاپ گردیده است.  از سال 1362 اشخاص دیگری در راه دروغ های تاریخ گام برداشتند،  ولی متأسفانه هیچ کدام به تحلیل های زیر بنایی اقدام نکرده اند.  مثلاً،  یکی در لندن نشسته و از دروغ های تاریخ می گوید بدون اینکه اندکی تحلیل در تاریخ اجتماعی داشته باشد،  یا دیگری از  تخت جمشید  می نویسد،  فقط مانند یک دانشجوی باستان شناسی عکس دارد.  در واقع و نهایت همه آنها به دنبال منابع از همان بیست، سی کتاب می گردند و می چرخند.  همیشه قدرت و توانایی مردم تاریخ را می سازد،  تاریخ حکومتها، مرزها، جنگها را مردم می گویند،  سزارها و تزارها و لوئی ها،  همه وهمه هیچ بودند، نه خوب نه بد نه دلیر نه ترسو،  فقط مردم بودند و هستند.

       نظریه دروغهای تاریخ نمی تواند کار کوچکی باشد و نباید آنرا کم اهمیت دانست،  ابتدا باید زمینه های فکری و ذهنی در جامعه را مورد توجه قرار داد،  منظور با  دانایی قرن 21  است.  با وجود 500 سال دروغ هایی که  استعمار و امپریالیست  در تاریخ بخورد مخ ها داده است، ولی جوانان عزیز ایران کاملاً آماده اند.  با این وجود زمان می برد،  زمان آنرا همین وبلاگ ها و نظرها مشخص می کنند،  و سپس کنگره ای وزین مجازی شکل می گیرد و تعیین کننده نهایی خواهد بود.  نمایی که رو در روی است،  نگاه به جهان با  دانایی قرن 21 است،  واژگون و فقط واژگون در تمام چیزها.  قرن 20 گذشته و خاطراتی از خود به جای گذارده که باید جایگاه آن خاطرات دانسته شود.  قرن 21  دید دیگری در باره همه چیز می طلبد،  در گذشته ها دید سیاسی و دینی و ملی جایگاه ویژه ای داشتند ولی امروزه، اقتصاد نوین و اقتصاد مردم اصل مهم است و هر صحنه مقابل را باید اقتصاد نو امپریالیستی دید.

      مردم یکی هستند از هر تیره و نژاد، طایفه و قبیله،  ملتها همه براحتی با هم زندگی و کار می کنند،  دوستی و معاشرت و عشق،  همه چیز را بخوبی و شادی کنار هم می گذرانند،  و در مقابل مردم  استعمار و امپریالیست و  بازو های وحشی  آن می باشند.  شناخت موقعیت اجتماعی در این زمان برای روشنفکران و نظریه پردازان تاریخی اصل مهمی است،  که چگونه و چرا باید کار کنند،  دوست بگو مگو کیست،  دشمنان و نوکران استعمار چطور هستند.   پس از شناخت باید برای نظریه خود در صحنه بود،  و همچنین در راه کنگره مجازی تشکیل شده ولی اعلام نشده کار شود.  چه بسا اشخاصی هستند که با نام های الکی و جعلی نقش عوامل دشمنان را دارند و با دشنام و بد گویی می خواهند این مسیر اندیشه های نو به مشکل بر خورد و به بی راهه کشیده شود،  هوشیاری جوانان به آنها اجازه نخواهد داد. 

     نظریه ها روز بروز متنوع تر می گردد و شعاع بیشتری یافته و پتانسیل خوبی دارند،  دفاع از نظریه ها علمی تر و جامع تر می شوند،  شناخت نظریه با رو نویسی های ساده،  خیلی عمیق گردیده است.  همچنین کنگره مجازی دروغ های تاریخ کم کم و بی صدا بدون زمان و مکان و محدودیت در حال شکل گیری و گسترش است،  بدون اینکه توجه کسی را جلب کند به آرامی دارد سرگذشتی نو بنا می شود.  ولی باید جوانان عزیز بیشتر و بهتر به عمق و اصل و ریشه ها توجه کنند،  هر چه تخصصی تر به جهان نگاه کنند،  دو مثال بزنم،  یکی بجای تمرکز به انبوه مطالب وبلاگ چون یک فاتح می نویسد چرا به اشتباه در کلمه ای بجای  ح  نوشته ای  ه  او توجه نمی کند وبلاگ چیست.  یکی از وبلاگ ها در باره جمعیت شناسی ایران از نظر انوش راوید  کامل اشتباه نوشته بود،  و چون دبستانی ها دو دو تا کرده و نتیجه صفر داده بود،  به نظرهای آن وبلاگ رفتم هیچ تحلیلی و تحقیقی از کسی ندیدم مقاله ای نوشتم و در پاسخ آن در وبلاگ خود قرار دادم.

    هیچکس بدرستی نمی داند پشت پرده فرو ریختن دو برج مرکز تجارت جهانی چه بود،  فقط آثار فرو ریخته اش  چون  تخت جمشید  پیداست،  پس چگونه با اطمینان میشود گفت که چند هزار سال پیش واقعیت چه بوده است.  با درک از مراحل رشد و تکامل اجتماعی،  موضوعاتی که در تمام تاریخ کلاسیک استعمار زده نمی باشد، مسائل مهمی بدست می آید:  قبیله های قبل از تاریخ،  دوران شاه خدایی،  سازمان قبیله ای دینی، دوران نفوذ استعمار،  تشکیلات فئودالی،  امپریالیست قرن 20 و تولید انبوه،  دانایی قرن 21 و انبوه زدایی در  اینجا.  تاریخ استعمار و صهیونیست زده که در آموزشگاه های ایران درس می دهند،  هرگز مراحل رشد و تکامل تاریخی ایران بزرگ را ننوشته اند و امروزه امپریالیست نو که رو در روی ایران بزرگ است  نمی خواهد کسی چیزی بداند،  این ما هستیم که جهان زیر پای ماست و می توانیم سرگذشتی نو بنویسیم. 

     تاریخ علمی است مانند تمام علوم لازم است به آن علمی نگاه کرد نه مانند داستان،  و باید فرهنگستان تاریخ ایران بزرگ با جمع دانشوران تاریخ تشکیل شود و آنها نسبت به نگارش تاریخ اقدام نمایند و تأیید موقت کنند.   تمام مطالب تاریخ از ابتدای تاریخ تاکنون نظرات شخصی محسوب می شود و نمی توان آنها را علمی دانست،  بسیاری از کتاب ها چون ادبیات افسانه ای هستند نه تاریخ.  بسیاری دوست دارند از همان بیست سی کتاب کپی کنند و یا آنها را منبع نوشته های خود کنند،  نویسندگانی در سیاهی تاریخ که نشان درستی از خود ندارند و کتاب هایشان هیچ منبع و اثر علمی نیست.  عزیزان،  به مردم به موزها به آثار بجا مانده در ایران و خارج بروید کتاب های واقعی تاریخ را بیابید،  به توانایی خود اطمینان داشته باشید،  بدانید همه دست در دست هم با دانایی قرن 21 موفق می شویم و تاریخ و تاریخ اجتماعی و باستانشناسی را رونقی دوباره خواهیم داد.

    در میان نظریه پردازان تاریخی و اجتماعی،  نوکران و عوامل کم ارزش امپریالیزم و دشمنان تاریخی ایران هم وجود دارند،  آنها یا اجیر هستند یا بی سواد و اغفال شده که می خواهند قیافه ناسیونالیستی یکی از ملتهای عزیز  ایران بزرگ  را بگیرند،  تا زمینه هایی نفوذ نهایی امپریالیست را فراهم آورند.  این عده بسیار قلیل در وبلاگ ها و نظرها و جمع اندک خودشان بدلیل عدم دانایی دچار ضد و نقیض گویی هستند،  گاه می گویند که این کتاب های تاریخی بجا مانده از هردوت تا طبری نیم واقعی و نیم دروغ است!  در حقیقت افکار آن دشمنان تاریخی را در ذات خودشان می بینند،  که اگر دشمن دروغ می گوید بیایید نصف را باور کنید.  دانستن آهنگ تاریخ راه گشای تحلیل گران اجتماعی و اقتصادی است،  ما باید سرنوشت خود را شکل و قالب دهیم،  اما نه در چهار چوب خواسته امپریالیست. Anoush Raavid

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  کلیک کنید:  حمله اعراب به ایران دومین دروغ بزرگ تاریخ

  دشمنان تاریخی در:  تاریخ حشرات موذی

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 7:56  توسط انوش راوید  |