تکنولوژیهای امروزی بسرعت ما را در خودش جذب کرده، در واقع می بایست، ما ایرانیان تکنولوژی را در خودمان جذب می کردیم، که برعکس شده. این مشکل از عدم آگاهی سازمانهای مربوطه در جهت عبور از قرن گذشته و ورود به قرن جدید می باشد، که در سنت گریزی و دانایی قرن 21 گفته ام. ولی جوانان غیور و میهن دوست ایران می توانند با شناخت دقیق دشمن بهترین راه را برای دفاع و ساخت سرنوشتی نوین بپیمایند. تا کنون هر آنچه دشمنان ایران می خواستند با تاریخ ما می کردند، اما امروزه مردم ایران بزرگ متوجه شده اند که تاریخ ما پر از دروغ دشمن پسند است، و البته نه جهشی بلکه با حوصله ایرانی با این دروغها برخورد می کنند. یکی از مسائل مهم که حدود صد سال است با آن دست به گریبانیم آموزش و پرورش رو خوانی و رو نویسی و غیر کار آمد ایران است که همیشه می گوید همینه که هست بخوان و بنویس و صدات در نیاد، بدین ترتیب قدرت ابتکار و فکر و بینش را از دانش آموز و تقریباً تا ابد می گیرد، به تاریخ و فرهنگ یاد گیری مراجعه کنید. در آینده یکی از مهمترین برخوردهای نوشته های من با این نظام آموزشی است، که چرا اینهمه دروغ ضد ایرانی را در تاریخ ما نوشتید و سعی نمودید که واقعی جلوه دهید.
در شرایط سیاسی امروزه، دشمنان بی مهر ایران از این دروغها بهره برداری می کنند و می خواهند بگویند ایران هیچ و هیچ بوده همانطور که می دانید ایران بزرگ ما جوانان دلیر بسیاری دارد که می توانند در تمام جبهه ها از نظامی و فرهنگی دشمن را شکست دهند. دشمنان احمق گاهی میگویند مردم ایران در باستان قتل عام شدند و یا با کودنی گاهی می گویند هخامنشیان وجود نداشتند و گاهی می گویند مردم باستان ایران ترک یا کرد و یا غیره بودند و توسط فارسها اشغال شده، انگار مردم و اقوام و ملتهای ایران بزرگ برایشان تفاوتی دارد که با چه زبان مادری ایرانی گفتگو می کنند. ایران از آن همه ایرانیان است و همه و همه دشمن مشترک دارند و می دانم اغفال رنگهای و زرنگیهای دشمن نمی شوند. ایرانیان در تمام وسعت ایران بزرگ با نوروز و بهترین دین، سر فراز تاریخند، و بنظر من وظیفه جوانان شاد و پویا و با فرهنگ ایران است که از تاریخ و سرنوشت خود با شرایط دمکراسی دفاع نمایند. امید است در سال جدید با طرحی نو: اندیشه ای سنت گریز و گفتاری نو پرور و کرداری مدرن ساز، عقب ماندگی از قرن 21 را جبران نماییم. چگونه؟ شما برای انسان قرن 21 چه چیز را در اولویت می دانید؟
انقلاب دانایی قرن 21
تحولات شتابناک جهانی از چند دهه اخیر تاکنون بشر را در مسیر کاملاً نوین تاریخی خود قرار داده است. این تحولات که از انقلاب ارتباطات آغاز شده بود، امروز به انقلاب دیگری موسوم به انقلاب دانایی قرن 21 انجامیده است. دانایی قرن 21 فراتر از دانایی موج دوم و در گذر موج سوم و جبهه های نو می باشد. با دانایی قرن 21 تغییرات ناپیوسته درک میشود، دیدگاه سه بعدی و در فضا شکل می گیرد، و سریع توانایی جذب چیزها را برای سپردن به چرخه یادگیری دارد، که در قرن سنت گریزی گفته ام. دانایی قرن 21 بدلیل امکانات گسترده تکنولوژی نو آور کاملاً متفاوت با دانایی قرن 20 یا موج دومی است. دانایی چون شمشیر لیزری است که براحتی می تواند همه چیز را بشکافد و آنرا به چرخه یادگیری بسپارد. شمشیر لیزری یا در واقع دانایی مستلزم شکل دیگر از فلسفه و منطق در مخ است، که این درایت بسادگی میسر نمی شود، هر شخصی می تواند هر چقدر عقیده و دانش و اطلاعات داشته باشد ولی اینها بتنهایی دانایی قرن 21 محسوب نمی شوند.
در جامعه ها، اطلاعات و نقش داده های علمی و دانش پرور در حیات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی تعیین کننده شده است. انقلاب دانایی قرن 21 به انقلاب بهره وری منجر می شود، ما باید بتوانیم تغییرات را درک کرده و تعدیل های لازم را در برنامه های اقتصادی و اجتماعی خود اعمال کنیم، بی تردید این شرایط برای کشورهایی که قادر به درک آن نیستند معضلاتی را پدید خواهد آورد. از این رو آینده ای شناسی یا آینده پژوهی دانش که ناظر به پیش بینی و طرح ریزی و ساختن آینده ای مطلوب بر پایه بیشترین دانایی است، اهمیت بسزایی می یابد. ما ایران ها با استعداد خاص خودمان در آستانه ورود به دوران و تاریخ جدید قرار گرفته ایم. از این رو آینده ای فرا روی ما قرار گرفته که تا حدودی ابعاد آن برای ما ناشناخته است و پرسش های بی شماری در ذهن ما نقش می بندد که در پایان این بخش تعدادی را مطرح میکنم. اما جوان های پرشور و شاد و پویای ایران می تواند دانایی قرن 21 را به تحلیل های درست بگیرند و ایران عزیز را سوی صحیحی بدهند.
براثر ایجاد انقلاب دانایی که پیرو آن تحولات اجتماعی و اقتصادی خصلت تصاعدی پیدا خواهند کرد باید آمادگی های بیشتری نسبت به گذشته در خودمان فراهم کنیم تا به سوی آینده ای بهتر گام برداریم و سهم علم در خلق ارزش افزوده جدید را که لحظه ای زیاد میشود دریابیم، مسئله ای که در آینده تشدید خواهد شد. اما تا زمانیکه شخص اختلاف بزرگ میان عقیده و دانش و اطلاعات و همچنین پدیده های اصلی سه موج اول و دوم و سوم را با دانایی قرن 21 تشخیص ندهد چگونه میتواند استراتژی بسازد و تاکتیکهای اصولی پیاده کند. شتاب تاریخ در ارتباط با انقلاب دانایی نشان میدهد که فاصله بین اولین اختراع بشر در 4000 ق ـ م با دومین اختراع در 2500 ق ـ م که قبلاً گفته ام، چیزی حدود 1500 سال بود، این فاصله در دهه گذشته به یک ثانیه رسیده است.
بنابر این وظیفه جوانان عزیز است که ابتدا دانایی را خوب بسناسند و سپس با برنامه هایی که از آن می یابند به آموزش لازم در سطح جامعه بپردازند. با انقلاب دانایی قرن 21 انسان به جایگاه انسانی خواهد رسید و از دانایی افراد در بالاترین سطح استفاده میشود. منجمله سعی شود در مدارس درسی بنام دانایی قرن 21 ایجاد شود تا بوسیله ای علمی به مبارزه با استعمار نو اقدام شود.
آیا ساز و کارهای لازم برای ورود به آینده را در اختیار داریم؟
امکانات ما برای ورود به قرن و هزار جدید کدام است؟
چالش ها و خطرات پیش روی ما چه می باشند؟
و صدها و هزارها سئوال دیگر. // انوش راوید
پاسخ به یک تقاضای مشکل
هم میهن عزیزی نظر نوشته و از ما خواسته چیزی بگوییم، من در اندازه دانش خود، چندین مطلب را می گویم امیدوارم مورد توجه روشنفکران و ادامه راه و عبور پیروزمندانه در قرن 21 قرار گیرد.
|
|
شنبه 4 خرداد1387 ساعت: 11:26 |
توسط:بابکین ایتگین عسگرلری | |||
|
واقعا جای تاسف است که از تخولات و تشنجات آذربایجان جنوبی چیزی به میان نمی آورید!!!!؟؟؟ | |||||
|
وب سایت پست الکترونیک |
|
|
|
| |
دعوای تماشایی توران و پوران
هم وطن گرامی، من همیشه موضوعی را که شما مطرح کرده اید گفته و باز هم خواهم گفت، ولی گویا شما تا کنون نخوانده اید. این قضیه از بدو تاریخ بوده، از گذشته ها توران و پوران دشنه در شکم یکدیگر فرو می کردند، ملا عمر ها و نجیب الله ها هم همینطور، و با این وضع موجود تا ابد و دهر ادامه پیدا خواهد کرد. ایران بزرگ ما وسیع است، حال این محیط اقتصادی و اجتماعی، یا به هر چه می خواهید بنامید، ما هستیم، در اینجا هستیم و خواهیم بود، و با دشمنان بسیاری هم سر و کله می زنیم، منجمله استعمار نو و نا آگاهی. مشکل ما در ایران بزرگ به تمام معنی جغرافیایی آن، ندانستن دمکراسی است، دمکراسی یک ساندویچ خوشمزه نیست که برایمان بپیچند و بخوریم و لذت ببریم. دمکراسی یک نهاد در مغز شخص و مغز اجتماع است، در مغز خانواده و مدرسه است، نهادی با تمام چیزهای آن. این وظیفه روشنفکران است که در باره چگونگی شکل گرفتن دمکراسی به مردم آگاهی بدهند.
با نگاهی می بینیم اقوام و ملتهای مختلف در هم تنیده شده در ایران بزرگ چه زیبایند، ولی آیا اگر هر کدام بگویند ما سهم خود را از سهم ستان و نقشه می خواهیم درست است. در کشور سوئیس چندین ملت در کنار هم در اوج دمکراسی زندگی می کنند و هرگز در فکر این نیستند که تیغ بردارند به جان یکدیگر و جغرافیا سرزمین خود بیافتند. عزیزم ما ایرانی ها ملت بسیار با هوش و با استعداد هستیم، هر روز می شنویم که هم میهن های ما در بالاترین مقامات اجتماعی و علمی کشور های مختلف جهان قرار گرفته اند. سوئیسی ها که مثال زدم و مهد دمکراسی است از این نظر به گرد ایرانیها نمی رسند. ما باید بخود ببالیم و افتخار کنیم و در راهی خرد گرا و واقعی بسوی تمدن جدید گام برداریم. شاید تو امروز این نوشته را که می خوانی قبول نداشته باشی، ولی من می دانم که هم میهنانم در این جغرافیای وسیع که ایران است روزی تمدن نو را شاد و شکوفا چون نوروز چشن می گیرند. آیا شما می دانید مردم چند کشور دنیا از نعمت دوست داشتن یکدیگر بهره مند هستند؟
ساندویچ خوشمزه دمکراسی
از بدو تاریخ سرزمین وسیع ایران عزیز حوادث بسیاری به خود دیده، علت هم روشن است قرار گرفتن در مسیر های تاریخی که باعث پیدایش قبیله ها و اقوام و یا ملتهای گوناگون در این سرزمین میشد، اینها، دینها و عقیده ها و حکومتهای مختلفی را شامل می گردیدند. قرنها می گذشت و ماجرا پشت ماجرا، که تاریخ شیرین کشور ما را تشکیل میدهد، و در تاریخ پیکار نیک گفته ام و همچنان خواهم گفت. تا اینکه استعمار آمد و از هر گوشه و به هر شکل و ترفندی سعی داشت این سرزمین وسیع و مردم آنرا به استعمار بکشد، یا به نوعی وسیله بهره برداری قرار دهد. استعمار چون نمی توانست نظامی به این ملت قوی مسلط شود، حاکمان و عده ای از اطرافیان آنها را اغفال کرده و خریدند. از زمان استعمار شکل مبارزات و تکامل تاریخی و اجتماعی مسیر دگری داشت که همگان در تاریخ ها خوانده ایم و می دانیم ولی در هیچکدام از آنها تاثیر استعمار را یاد آور نشده اند که این خیلی بد است. و امروز استعمار نو سعی در به انحراف کشاندن مبارزات و تکامل تاریخ اجتماعی ایران بزرگ را در تمام این جغرافیا منجمله آشکارا در عراق و افغانستان دارد. ولی ملتها باید هوشیار باشند تا مسیر تکامل تاریخی و اجتماعی آنها توسط استعمار نو و اجیر شدگان به گمراهی کشیده نشود و مردم هوشیار باشند تا این پلید بر امواج خروشان سوار نگردد و آنرا نرباید.
در سرزمین باستانی ایران بزرگ اقوام و ملتها بشدت با یکدیگر ترکیب شده و قرنها در کنار هم زندگی می کنند، امکان تفکیک و جدایی آنها فرض محال است و اگر برای آن اقدام شود بنظر من خواست استعمار نو است. به نقشه جهان نگاه کنید یک محیط جغرافیایی خواهید دید که از سه جلگه و یک فلات بزرگ تشکیل شده، و این محیط جغرافیایی شامل چندین کشور است که با ما در ایران منطقه ای جغرافیایی را شامل میشود. که این یک حوزه مهم و متشکل اقتصادی است، مثلا در ایران گوشه ای نفت و آب دارد و گوشه دیگر مس و سرب و در استانی محصولات کشاورزی گرمسیری و در جای دیگر سردسیری و هر بخشی کمبود بخش دیگر را جبران می کند. بنابر این کنده شدن و جدایی هر قسمی از این سرزمین نیازمند تامین اقتصادی جدیدی است که این مهم در گرایشات سیاسی آن جدا شده و باقی مانده تاثیر خوبی نخواهد گذاشت و آنان را محتاج به خارج می کند و چه بسا این جدایی تا جایی غیر قابل تصور در اندازه دولت شهر ها پیش رود، چه چیز شیرین تر از این برای صهیونیزم و استعمار نو می تواند باشد. آیا ساندویچ خوشمزه دمکراسی را باید جدا از هم بخوریم؟
سلجوقیان بهتر بودند یا عباسیان
روزی در شوروی سابق به این فکر می کردند که با خارج کردن 15 جمهوری از یک سازمان، مشکل اقتصادی و اجتماعی هر یک جداگانه برطرف میشود ولی نه تنها اینطور نشد بلکه نفوذ ناتو و سازمانهای پیچیده اقتصادی که بیش از ظرفیت آنها بودند باعث پدیدار شدن یک درصد قشر فوق ثروتمندی شد که نود و نه درصد اقتصاد را در دست دارند و بقیه ملت در فقر، و همچنین بی قانونی و کشتار و خونریزی و غیر را آورد که هنوز راهی برای برون رفت از آن متصور نیست. این قبیل کشورها شیوه ای خوب نیستند، نه در یک سازمان موفقیت داشتند و نه در جدائی، زیرا آنها اساساً از یک فرهنگ و یک نقشه جغرافیایی اقتصادی و اجتماعی نبودند و فقط بدست استعمار سر هم گردیده و یا معامله شده بودند. بزرگترین معاملاتی که هم اکنون هم ادامه دارد. چرا ما به گذشته برگردیم و بگوییم سلجوقیان یا عباسیان بهتر بودند و یا روش تجزیه شوروی سابق خوب بود، که هر سرزمینی و هر شهری میتواند به زبان مادری در دبستان درس بخواند. زبان مادری جای خودش ولی چیزی را تغییر نمی دهد، باید به جلو فکر کرد و حرکت نمود نه گذشته، باید ببینیم چه کاری ما را تغییر می دهد، به تمام معنی تغییر می دهد، در سنت گریزی و دانایی قرن 21 نوشته ام و تکرار آن نیازی نیست. هر اقدامی غیر از در نظر گرفتن دانایی قرن 21 که مشروح آنرا در همانجا نوشته ام، آب در آسیاب دشمن ریختن، و یا مبایعه نامه بزرگترین معامله استعمار است.
آنچه که امروزه برای ما مهم است جهت دادن با دانایی قرن 21 به تکامل اجتماعی است، که در ابتدای آن نیازمند علوم و آدمهایی با دانش است، که می توانند دمکراسی را به تودها و جامعه تزریق کنند. بنا براین در این قرن که 99 درصد علم به زبان انگیسی است، و زبان علمی انگلیس هم چیزی نیست که با یکی دو سال خواندن بتوان از آن بهره گرفت. حتی از اساتید ایرانی که در دانشگاه های آمریکا تدریس می کنند شنیده ام که کتابهای علمی انگلیس را اول باید دوباره به انگلیس ترجمه کنند تا آنها بتوانند به فارسی برگردان نمایند، و همچنین می گویند احتمال ترجمه آن به فارسی و یا زبانهای امثال آن بسیار کم و تا حدودی غیر ممکن است. علم قرن 21 به زبانهای فارسی و عربی و ترکی و آذری و کردی و غیره بسیار ناچیز است، وقتی اینها از علم امروزی بی بهره هستند، چرا به گذشته برگردیم و بگوییم زبان مادری ما تدریس شود. علم باید از ابتدای شروع تحصیل به زبانهای علمی باشد در غیر اینصورت در موج اول و اگر خیلی زرنگ باشیم در موج دوم در جا خواهیم زد. آیا کتابهای علمی به یکی از زبانهایی که نام بردم در اینترنت می یابید؟
راهی سخت ولی نشاط آور
سرزمین ایران بزرگ از ابتدای تاریخ مسافران زیادی بخود دید، مسافرانی که از همه جای جهان، گاه انفرادی و یا با کوچ آمدند و رفتند و یا ماندند، عده ای هم صاحب دل بودند و در گذر از جلگه ها و فلات ایران آثار جاودانی نگاشتند. راه های سخت ولی نشاط آور ایران واقعاً بی همتاست. برای اینکه بدانید چه راهی سخت برای عبور به تمدنی جدید و قرن 21 و دمکراسی داریم نظرات دو هم میهن عزیز را نوشته ام، دو جوان هم سن و سال و آریایی افزون و توانمند که بیش از یک ماه است برای آنها از دمکراسی می گویم، و هر کدام انسانهایی هستند فرهیخته با کوله باری از علم و مدرک و می دانم روزی افراد مهمی خواهند شد.
|
شنبه 4 خرداد1387 ساعت: 2:46 |
توسط:مسعود |
| |
|
سلام دوست عزیز. وبلاگتون رو دیدم. چون مسائل مذهبی زیاد داشت خوشم نیومد چون از مسائل مربوط به دین و مذهب بیزارم. فقط به رسم احترام جواب نظرتون رو در وبلاگم دادم. خوش و خرم باشید. | |||
|
| |||
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
|
دوشنبه 6 خرداد1387 ساعت: 21:55 |
توسط:رهگذر |
| |||
|
سلام به انوش عزیز ... | |||||
|
|
|
|
| ||
چیزی که استعمار نو می خواهد مردم را به جان هم بیاندازد نفت و معادن ببرد و کا لاهای بی ارزش بفروشد و مردمان در ده ها و صد ها فرهنگ و دین باشند و بازبانهایی که به علم روز نیست، زندگی و ستیز کنند.
همانطور که گفتم دمکراسی یک نهاد است، امیدوارم روزی جوانان غیور ایران همه چیز را با دید دمکراتیک ببینند. ابتدا باید نهال دمکراسی در فکر کاشته شود، و مانند همه نهال ها نگهداری علمی شود، تا این نهال تبدیل به نهاد شود. بنظر شما نهال دمکراسی را چگونه بکاریم؟
هماهنگی پان ترک و عرب و ایرانی
از ابتدای قرن 20 متحدین اروپا برای رویارویی سیاسی با متفقین و ایجاد نظم جهانی خاص خودشان بدنبال متحدین جدید می گشتند تا بتوانند اهدافشان را اجرا نمایند. بدین منظور از پیشرفت خواهی و ناسیونالیستی که اواخر قرن 19 در خاورمیانه آغاز شده بود استفاده کرده و فقط در اندازه لازم خودشان باد پان ناسیونالیستی ایجاد کردند، آنها نمی دانستند، که ملتهای منطقه جوان و سالم و با استعداد هستند و جغرافیای طبیعی و اقتصادی مناسب دارند و خیلی سریع می خواهند گذشته های شکوفای خود را چون ایران باستان و سلاطین عثمانی و خلافای عرب زنده نمایند. خیلی سریع و از نیمه قرن 20 تمام قدرتهای سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه رو در روی یکدیگر قرار گرفتند. بنا بر این با شرایط موجود ناسیونالیست خاورمیانه با هم پیوسته است و اگر حزبی و مردمی و کشوری فکر کند جداگانه از کل منطقه میتواند راه خود را برود بسیار اشتباه کرده. بطور مثال اروپا و روسیه از قدرت گرفتن ترکیه یا ایران یا عربستان بشدت می ترسند، و با هر ترفند و برنامه ای و یا حتی انحرافی ولی بظاهر واقعی با این کشورها مقابله می کنند. زیرا: ترکیه جوانان تحصیل کرده و مردم سالم فعال بسیار دارد و ناسیونالیزمی ترکی در دو بینش لائیک و دینی فوق العاده دارد و تولیدات صنعتی و کشاورزی آن رقم خیلی عالی را نشان میدهد. عربستان و کشورهای وابسته به آن نفت و امکانات یگانه ای در قدرت خودشان دارند. و ایران جوانان بسیار پویا و اقوام و ملتهای زیبا با زبانهای مختلف ایرانی و نفت و امکانات دیگری و جغرافیای مهمی دارد. تمام نیروهای حرکت دهنده و سازنده افکار مردم باید این موضوع را در نظر داشته باشند و هر کسی و یا نهادی مسئله مهم را در نظر نگیرد صدمه مالی و جانی به مردم و ضایع شدن روی خودشان می باشد. مردم خاورمیانه از تمام ملتها، عرب و ایران و ترک و کرد و غیره باید خودشان متحدانه آینده را بسازند و همچون یک ملت واحد عمل نمایند، در غیر اینصورت استعمار نو آنها را خرده ریز می کند. باید در باره این واقعیتها خوب اندیشید و گول تبلیغات دشمن را در ظاهر ملی وغیره نخورد و تعصب کور و اشتباه در پان و ناسیونالیسزم خطرناک است . هر دانش پژوهی و هر ملتی میتواند با جهت دادن به دمکراسی و در یک محیط دمکرات تاریخ و اجتماع خود را بگوید و بنویسد تا رشد و شکوفایی منطقه و جهان استعمار زده را در پی داشته باشد.
آریایی ها شجاع ترین مردم
آنچه که ما از تاریخ خوانده ایم علم تاریخ نیست بلکه نظرات شخصی نویسندگان آنها است، چه دو هزار، چه هزار، و چه اکنون نوشته باشند. البته بیشتر کتابهای تاریخی که ما می خوانیم رونویسی شده کتابهایی است که در دوره استعمار و امپریالیست توسط کارگزاران و چهره های استعمار و برای مقاصد شوم خودشان نوشته اند، و توسط عده ای به اشتباه و یا عمد به جای تاریخ برای اکنون ما در کتابهای درسی و غیره چاپ شده. یکی از موضوعات مهم که از یاد رفته تاریخ اجتماعی و تمدن ایران بزرگ است که همیشه همان دشمنان تاریخ ایران سعی کرده اند آنرا مغشوش و یا فراموش کنند. از بدو پیدایش حکومتهای واقعی اولیه، شهر ها و دهکده ها با قدمت ده هزار سال در تمام ایران بزرگ بوجود آمد و آنها در مراوده و زیستی منطقه ای در تمام ایران بزرگ با هم بودند. از مراکز زندگی و گبرها و قبرها و اشیای بدست آمده کاملاً مشخص است. ولی آنچه که بیشتر جلب توجه می کند، لایه های مختلف باستانشناسی در شمال خوزستان می باشد، که یکی از آنها را ما به نام ایلام می شناسیم. در واقع ایلام، ایران است که همان استعمار گران برای گمراه کردن چنین تلفظ کرده و نوشته اند. ایر، ایرا، ایلان، ایران، آری، آریا، آرین، و بسیاری دیگر از این تلفظ ها همه بمعنی ایران است، در وبلاگ تاریخ و جغرافیا در اینجا توضیح داده ام.
در آثار به جا مانده سراسر سرزمین وسیع ایران بزرگ مشخص است که مردم با هم همدل بودند. و همچنین مهم دیگری وجود اسلحه های مختلف و تیر و کمان در قبرهاست که کاملاً پیداست مردم این سرزمین دلاور و جنگجو بودند، و هرگز از بدو پیدایش تاریخ به هیچ مهاجم و دشمن اجازه فکر کردن برای حمله به ایران را نمی دادند. در هر خانه ای بهترین جنگ افزارها آرایش خانه بود، که شجاعت و دلاوری و سلحشوری را در پی داشت. یکی دیگر از خصوصیات مسلح بودن آریائیان یا ایرانیان، این بود که حکومتهای محلی را وادار می کرد به اندازه خودشان باشند نه بیشتر، و این حکومتها امکان غارت اموال مردم را در طول تاریخ و تا زمان نفوذ استعمار به ایران یعنی زمان شاه عباس نداشتند. همچنین حکومتهای مرکزی بنوعی تابع مقررات قبیله ای و در اندازه مردم می زیستند و آنها نیز قادر نبودند قدرت سیاسی و اقتصادی را تماماً در دست بگیرند. البته این وضع از ابتدای تاریخ ایران شکل گرفته بود و هر سال تکامل می یافت، ولی از زمان پیدایش استعمار به یکباره تغییرات ناپیوسته کرده و گونه ای دیگر تا اولین انقلاب بورژوازی ایران یعنی انقلاب مشروطیت شد. آیا می دانید، بشر به ایران، چه زمانی؟ چگونه؟ از کجا؟ وارد شد.
حزب، جنبش، تشکیلات
انسان موجودی است اجتماعی که در تاریخ و فرهنگ یاد گیری تعریف کرده ام، افرادی که عقاید مشترک دارند، گرد هم آمده به تبادل نظر و هم فکری می پردازند و کاری مشترک سازمان می دهند. هدف های مختلف، سیاسی، اقتصادی، مذهبی، فرهنگی و موارد بسیار دیگر را در نظر می گیرند، همچنین عوامل اجتماعی، محیطی، نژادی و حتی جنسیتی، می توانند پیش گزیده ای برای گردهم آیی باشد. این جمع شدن یک بینش و اندیشه را حزب و یا تشکلی با اسامی دیگر می گویند. احزاب و تشکل ها از گروه های انسانی هم سو و هم فکر نشات می گیرند، تشکیل حزبها و جنبش های مختلف بدلایل ذکر شده در بالا می باشند. جنبش های اجتماعی، نظام مند شده را حزب می گویند، گاه نظامی و یا اندیشه ای واحدی می باشند که اهداف معینی دارند و بر اساس این اهداف مسئولیت های مختلف ایجاد می گردد و اعضا و کار آنها مشخص می شوند. این مسئولیت ها مرتبط و مکمل هم بوده که تخطی از اهداف حزب، سوء تعبیر از خواسته های جمعی و خدشه وارد نمودن به اصل وظائف محسوب شده و موجب مشکلات و حتی شکست حزب در راستای رسیدن به هدف اصلی آن می گردد.
طی تاریخ به خصوص دو سده اخیر در جهان به بهانه های گوناگون احزاب مختلف به درستی و یا ترفندی ایجاد شدند، تعدادی مانند، لیبرال ها و دموکرات ها سوسیالیست ها فدرالیسم خواهان به دلیل بیشترین آرا درخواست مردمی و نیاز اجتماع به آن ها در زمان خودشان جاودان شدند.
تشکیل احزاب و پا بر جایی آن ها به دو شرط اساسی بستگی دارد:
1- ایجاد تشکیلات منظم و هماهنگ
2- جذب پشتیبانی مردمی و به دست آوردن اعضای فعال
در بسیاری از کشورها از نظر جامعه شناس ها و سیاسی های مردمی و دولتی وجود احزاب ضرورتی اجتناب ناپذیر است، همچنین ایران و ایرانیان بدلایل تاریخی علاقه به تشکیلات و جنبش های مردمی دارند. به وسیله احزاب و گفتن خواسته های مردم در چهار چوب ایشان، می توان دولت ها را کنترل ویژه نمود. از طرفی اعتبار قوه مقننه که احزاب در تشکیل آن و راه یابی اعضایشان بدان دست باز تری دارند، افزایش می یابد و راحت می توانند خواسته هایشان را به دولت مرکزی اعمال کنند. از سوی دیگر آزادی های مختلف تضمین می یابد و کاستی ها و دزدی های کلان کنترل می شوند. عناصر فعال احزاب مختلف گرد هم می آیند و متمرکز می شوند و به پرورش نیروهای زبده کمک می کنند، این گونه اداره کشور بهینه خواهد شد و بستر رسیدن به دانایی های نو آماده می گردد.
اثرات ایجاد احزاب در کشورها تا حدودی ذکر شد، همچنین دست یابی به منافع جمعی از کارهای حزب است. در صورتیکه تشکل در جامعه نهادینه نشده باشد، سود و ضرر هایی متوجه می گردد که بدون تحلیل و پایه های علمی است. تهدید اتحاد و انسجام مردمی، نادیده گرفتن و گاهی حتی حذف افراد مستعد و مفید خارج از حزب، ترجیح منافع حزب بر منافع دولت و ملت، از بین رفتن هویت فردی در برابر هویت اجتماعی احزاب، جلوگیری از ابراز عمومی افکار توسط مردم، از آن جمله آنها است. از مهمترین مسائل که باید در نظر گرفت، دیکتاتور مابی در برخی احزاب توسط رهبران ایشان، و بی ثباتی حزب و در نتیجه دولت و جامعه ای است، که به دست ایشان سپرده می شود. رقابت ناسالم سیاسی و حزبی و حتی ترور ها و کشتار های علنی و مخفیانه و در کل گاه و بی گاه ایجاد هرج و مرج در کشور هایی می کند، که بدون آگاهی و پیش زمینه اجتماعی دمکراتیک باشند، و یا در نفوذ آشکار و پنهان استعمار و امپریالیست قرار دارند.
احزاب سیاسی در ایران با آغاز مشروطیت تولدی رسمی یافت، پیش از آن فعالیت حزبی در ایران سابقه چندانی نداشت. در دوره ناصری فراموشخانه به مثابه یک تشکیلات رسمی و سیاسی فعالیت داشت از وجود احزاب خبری نبود. در ایران ابتدا گروه کوچکی به نام «اجتماعیون عامیون» به رهبری حیدرخان عمواوغلی، تبعه روس و از اعضای حزب سوسیال دموکرات روسیه به شکل مخفیانه تشکیل شد، و سپس مجلس در ذیقعده 1327 تشکیل احزاب را به صورت علنی و رسما تایید نمود، «حزب دموکرات صلح طلب» به رهبری آیت الله حاج میرزا حسین پدر بزرگ انوش راوید عنوان نخستین حزب رسمی ایران آغاز به کار نمود. آیا شما برای جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران تحلیل حزبی موج سومی دارید؟
فوری کلیک کنید: