خرداد ماه روشنایی و خورشید، ماه برکت و فراوانی در ایران بزرگ است، برکاتی که برای ما ایرانیها بسیار لذیذ و دوست داشتنی است، و از آن در این سرزمین وسیع و زیبا میلیونها انسان فرهیخته در طول تاریخ به جهان عرضه شده است، که در تاریخ اندیشه و گفتار و کردار نیک، در اینجا گفته ام و بیشتر و بیشتر خواهم گفت. از ابتدای تاریخ در فرهنگ با شکوه ما ایرانیان عشق و دوست داشتن به ملتهای دیگر بوده است که در کتیبه ها و کتابهای باستانی ذکر گردیده. از نظر ما ایرانیها همه مردم یکی هستند و همه با هم برابرند، ولی استعمار از بدو پیدایش خود دشمن مردم بوده و هر کجا که رفته کشته و نابود و غارت کرده و دشمنی ها افروخته. امروز هم استعمار نو با شیوهای قرن 21 یک پدیده شوم شده و به جان ملتها افتاده در عراق و افغانستان و افریقا و فلسطین و هر جا که بخواهد نابود می کند و می کشد و غارت و غارت می کند، بمباران می کند و بمب در بازار و میان مردم می اندازد و حکومتهای دست نشانده می سازد و با ترفندهای مختلف دشمنی ایجاد می کند. یکی از این کلکهای ساختن و پرداختن سازمانها و تلویزیونها و وب ها یی است که وانمود می کنند از آن قومی و ملتی هستند ولی بشدت به قوم ها و ملتهای دیگر اهانت و پرخاش می کنند، و قوم پرستی ارتجاعی را دامن می زنند، و از تاریخ های دروغی ساخته شده استعماری برای آشفته کردن ذهن مردم استفاده میکنند. مثلاً، و بخصوص در این چند ماه گذشته به وبلاگهایی برخورد کرده ام که خود را ایران باستانی معرفی می کنند ولی بشدت ضد عرب و ترک و یا کرد و غیره، سم پاشی می کنند و آن دروغهای تاریخی را تکرار می کنند. عزیزان من بارها گفته ام در طول تاریخ مردم خاورمیانه یکی بودند، همه در دایره جغرافیایی خاص منطقه و با روابط قبیله ای خودشان موج اولی زندگی می کردند، قبایل از استعدادهای یکدیگر استفاده می کردند، و روابط تجاری و دوستانه داشتند، آثار بجا مانده فرهنگی و همچنین کتابها و در موزه ها کاملاً پیداست. ولی با پیدایش استعمار از قرن 16 همه چیز تغییر کرد، مرز های جغرافیای، تبدیل به مرزهای سیاسی، شد، قبایل به کشورهای متخاصم تبدیل گردیدند. کتابهای تاریخی دروغی نوشته شد و ددمنشی و کشتار ملتها بدست یکدیگر و یا استعمار آغاز شد، و غیره و غیره که در این وبلاگ گفته ام و باز هم خواهم گفت. البته عده ای هم ساده اندیشانه و ندانسته خون به آسیاب دشمن می ریزند. در زیر دو نظر از دو وبلاگ و جواب به آنها را نوشته ام. آیا این دو وبلاگ از نمونه هایی است که گفتم؟
نفوذ استعمار در تاریخ
تاریخ یک علم است مانند همه علوم، و باید مانند همه علوم به آن نگاه کرد. اول هر چیز منطق است، سرگذشتها و تاریخها را ابتدا باید با منطق لازم بررسی کنیم و آنرا حاکم کنیم، وقتی یک ماجرا و یا داستان تاریخی را می خوانیم، مانند حمله های اسکند و عرب و چنگیز و تیمور و غیره به ایران، که آمدند و کشتند و غارت کردند و گرفتند. پس اول باید منطق و عقل را حاکم کنیم. ببینیم در زمان مورد نظر اوضاع چگونه بوده، جغرافیای منطقه، اقتصاد و سیاست، چگونه بوده، جامعه شناسی مردم را در آن زمان تفسیر کنیم و منطقی بدانیم، سپس به آثار تاریخی بازمانده بپردازیم، شهرها، قلعه ها، روستاها، جاده ها، کجا بودند، کاسه و کوزه ها و سلاح ها چگونه بودند. البته این دانش تاریخ مفصل است و از حوصله این وبلاگ خارج می باشد. اما کتابهای تاریخی و بویژه کتابهای درسی تاریخ در ایران، تماما از روی داستانها و افسانه ها نوشته اند و هیچ کدام را نمی توان کتاب تاریخ و یا علم تاریخ دانست. بلکه همه آنها افسانه می باشند.
ممکن است بعضی از عزیزان بگویند که اینطور نیست، در هر صورت بعد از مطالعه تمام مطالب وبلاگ، اندیشه و تحلیل با خود شما. مثلاً در جایی احمقی آمده می گوید که در ماجرای کشکی پوریم با نفوذ یهود، نیزه داران هخامنشی به جان ملت ایران افتاده و همه را سربریده و کشته اند، گویا مردم بادمجان بودند که سر زده اند. با تمام تفسیر های عجیب و غریب در آن تاریخ نویسی ها هیچ منطق و علم وجود ندارد. اینکه یک افسانه تاریخی و یا دینی بدون هیچ گونه مردم شناسی و علمی، تاریخ و یا پایه ای از آن شود، از نظر دانایی قرن 21 قابل قبول نمی باشد. در جا هایی دیده ام عده ای یهود را خیلی مهم و صاحب نفوذ در سیاستها و تاریخ جهان می شمارند، ولی آنچه که من می دانم یهود برای اثبات خودش و همچنین تجارت عتیقه توانسته بود کارهایی در اندازه معین در تاریخ انجام دهد، مگر یهودی که در گذشته ها زندگی می کرده جدا و یا بیش از اندازه زیستی مردم زمان خودش بوده، ولی بعضی از یهود بدلایل خاص به خدمت استعمار در آمد. امروزه این ماجرها و داستانهایی که از تاریخ و یا تاریخها ما می دانیم، که مهم و یا کم شده اند، همه از زمان پیدایش استعمار، یعنی قرن 16 می باشد، که اسکندر نامه ها و چنگیز نامه ها و تاریخها و ملتهای پراکنده و غیره و غیره بوجود آمده و تا امروز و البته بشیوه استعمار قرن 21 ادامه دارد و خواهد داشت. شاید بگویید که مثلاً اسکندر نامه را هردوت نوشته این چه ربطی به قرن شانزده دارد، آنها ورق پاره هایی را با تقلب و دست کاری بصورت مفصل بنام محتوای کتاب اولیه و خطی نوشته و چاپ کرده اند. آیا شما تاکنون اصل کتابهای خطی، که از آنها کتاب درسی تاریخ نوشته شده، دیده اید؟
برای چه و چه می گویم
همانطور که سالها و بارها نوشته و گفته ام، به نظرم، نظرات من ناسیونالیستی یا ملی گرایی ایرانی، با دیدی نو برای قرنی نوست با عشق به مردم و قدرت آنها. هیچ اجباری هم نیست که کسی قبول داشته باشد یا نداشته باشد، این را هم بارها توضیح داده ام. این نگرش ابتدا شناختن دروغهایی است که در طول تاریخ بخورد ملت ایران داده اند، که در این وبلاگ گفته ام و سپس جهت دادن برای ایجاد اندیشیدن به تغییرات ناپیوسته در قرن 21 است، که انسان فقط با دانایی این قرن و با بحرکت درآوردن چرخه یادگیری میتواند آنچه را که لازم دارد بدست آورد. تمام این مسائل را در مقاله قرن سنت گریزی در اینجا کاملاً توضیح داده ام، البته این مقاله به روز می باشد و تمام شدنی نیست. یکی از مهمترین ها برای ایرانیان عزیز بدست آوردن تجربه ای واژگون از گذشته هاست، یعنی دمکراسی، که اولین آزمایش آن برای ما در وبلاگها میسر شده و این می تواند سر آغازی خوب ولی دیر شده برای ورود به قرن 21 باشد. مثلاً اگر عزیزانی برخلاف نظر و اندیشه من می گویند و حتی و شاید بدلایل ذاتی و تربیتی و یا تاکتیکی توحین می کنند، این را هم باید با برداشت خوب و در جهت دمکراسی هدایت کرد. ولی اگراشخاص نامعلوم برای مغشوش کردن این دمکراسی اینترنتی اقدام به ناسزا گویی و تهدید و تفرقه افکنی یا امثال آن می کنند باید با آنها با تدبیری خاص برخورد شود. حتی من در نظرات وبلاگ آقای ناصر نوشتم در محیط دمکرات میتوان وبلاگ شما را بررسی کرد و ایشان تنگ نظرانه جواب تهدید آمیز دادند که در نظرات وبلاگش موجود است. اینترنت، این تکنولوژی قرن 21 را ارج نماییم و در جهت مثبت از آن بهره بگیریم، دیگران را تشویق نماییم که وبلاگ داشته باشند و اندیشه های نو بسازند. همه دلمان تغییرات مطلوب برای ایران عزیز می خواهد و این به معنی کنار گذاشتن ارزشهای تاریخی نیست و نباید چنین برداشتی ایجاد شود.
عزیزان یکبار دیگر تکرار می کنم نوشته های این وبلاگ مقالات و نظرات شخصی من می باشد که قبل از پیدایش وبلاگ در نشریات معتبر چاپ گردیده اند، و اینها خود تاریخ نمی باشد همانطور که در همه جا علامت سئوال گذاشته ام، شما میتوانید درصدی از این مطالب را قبول داشته باشید یا نداشته باشید، و می توانید در باره آنها تحقیق کنید یا نکنید، میتوانید مطالعه نمایید یا بی خیالش باشید، و به دسته اندکی از عزیزان بگویم، نیازی به نوشتن نظرات غیر اصولی و اخلاقی نیست، که اینقبیل نظرات قابل قبول از شخصیت وبلاگی ایرانی خوب نمی باشد. بطور مثال این اشخاص میتوانند بنویسند، چه مقدار و چه بخشهایی را احساسی قبول دارند، یا علمی می دانند و امثال آن. تاریخ، دانش مهمی چون بقیه علوم است، و تاریخ واقعی ایران باید بوسیله فرهنگستان تاریخ ایران، و توسط هیئت علمی ایرانی که توسط علاقه مندان دانشور تاریخی ایرانی انتخاب گردیده اند، و با شرایط قانونی خاص خود، و در پی تحقیقات کاملا علمی زمان بر نوشته و تایید موقت شود. بنظر من کلیه آنچه که تاکنون بعنوان تاریخ و سرنوشت خوانده ایم، نظرات شخصی نویسندگان آنها می باشد، چه کتاب خطی تاریخی باشد چه نگارش چاپی دوران استعمار و یا موج دوم و چه جدیدترین نوشته تاریخی در وبلاگهای من. آیا با شرایط فعلی می توان فرهنگستان تاریخ تاسیس کرد؟
همه چیز از تاریخ است
تاریخ تکامل بشری پر از سرگذشت ها، شکست ها، و پیروزی های انسانهایی است که باداشتن امیدها و یاس ها به جنگ مشکلات و موانع شتافتند و برای برپایی دنیایی بهتر و زندگی نوین هزاران خطر را به جان خریده اند و خستگی ناپذیر و شجاعانه به میان حوادث رفته اند و از بین آنهمه هول و خطر و گرداب و تباهی سرفرازانه گذشته اند و سر انجام به هدف والای انسانی رسیده اند. تاریخ در واقع بیانی است از یک جنگ بی پایان میان دو دشمن آشتی ناپذیر، از یک سو، مردم و گرسنگان بی باک که با روحیه آخته شان برای بدست گرفتن سرنوشت خود و زندگی بهتر و ساختن آینده انسانی، رو در روی طرف دیگر حکومتها و شاهان که بعضاً شکم بارگان و چشم دریدگانی بودند که زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و از جان و مال مردم تغذیه میکردند و خون مردم را به شیشه کرده و به برتری خواهی و خودخواهی دست یازیده اند. این جنگ بی پایان بین دو طرف متخاصم تاریخ، سازنده جوهر اصلی تاریخ است. و تاریخ سرگذشت نامه ایست که به ما می گوید، از دوره های دور تا امروز بر انسانها چه رفته است. ما می خواهیم با دانستن گذشته های انسان و شناختن شکست ها و پیروزی های آن در تاریخ به شناخت خود انسان تاریخی برسیم و بدانیم که آنچه امروز به نام جامعه انسانی داریم چیست؟ و در کدام دوره تاریخی بسر می بریم؟ و در این جنگ بی پایان تاریخی چه نقشی باید داشته باشیم؟ برای دست یابی به چنین نتایجی باید از تاریخ بدرستی بدانیم و درک کنیم واقعیت چه بوده تا بتوانیم برنامه ریزی های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نماییم. بنابراین لازم است تاریخ بشری را به دوره هایی تقسیم کرد از قبیل، اول، اقلیم ها و بخشهای جغرافیایی، دوم، ملل و اقوام و گویشها، و سوم، دین ها و مذاهب و سنتها. و پس از آن هر کدام را بنا به تخصص به تحقیق گرفته و با علت یابی پدیدها و تفسیر و تحلیل ریشه های آنها به جمع بندی هایی رسید تا بتوان علتهای و معلولها را بدست آورد چون، شکست ها، انحرافات، و انحطاط یک قوم و یا اقوام بشری و یا رمز پیروزی و آفرینش تمدنها و ملل در طول زمان چه بوده. آیا بدون داشتن مطالعه و تخصص لازم می توان در یکی از مسائل تاریخ بحث کرد؟
ایران عزیز، که قدرتمند ترین کشور غرب آسیا و خاورمیانه است، امروزه بشدت توسط استعمار نو تهدید به جنگ می شود، همچنین دشمن تاریخی ایران محدود ترین تجزیه طلبان را علم کرده، و نیز از سویی بحران هایی از قبیل، خشکسالی و مسائل اقتصادی و اجتماعی و مشکلات دیگری مقابل خود داریم، که زمینه های بسیاری از آنرا، استکبار و استعمار برای ایران و ایرانی و مردم منطقه بوجود آورده. بنابر این ما مردم ایران باید یک دل و یک صدا باشیم و در همه جا دست در دست هم دهیم و برای ایرانی سربلند روز به روز بیشتر کار و تلاش کنیم و به دانش خود با دانایی قرن 21 بیافزاییم. از اتفاقات کوچک و موضوعات کم اهمیت از یکدیگر ناراحت نشویم و مشکلی ایجاد نکنیم. دشمن باید بداند ما ملت ایران ضمن دمکراسی خواهی یکی هستیم و به هیچ عنوان نمی تواند ما را از هم پراکنده کند. استعمار و دشمنان همیشه سعی کرده اند در تاریخ ما دروغ بگویند و با هر ترفندی مردم ایران را از هم جدا و متفرق نمایند. من عاشق ایران و همه مردم ایران بزرگ هستم و سعی میکنم جامعه ایران را در تمام مراحل تاریخی به نمایش بگذارم نه آنچنان مهم که غیر قابل باور باشد، و نه بشکلی دشمن پسند. بنابر این نسبت به جملاتی که ضد کشور ایران باشد حساس می باشم و باآنها برخورد می کنم. وظیفه اصلی خود می دانم تا در این حداقل مکان واقعیتهای تاریخی و اجتماعی ایران عزیز را در اندازه ای که قابل گفتن باشد با حفظ دمکراسی بگویم. آیا می دانید دمکراسی تاریخی ایرانی چیست؟
توجه توجه
هم میهنان عزیز، سرزمین تاریخی ما از دیر باز دشمنانی داشته موذی، که چون نمی توانستند در جبهه و جنگ ایرانیان را شکست دهند بروی کاغذ و در داستانها، ایرانیان را شکست خورده نوشته اند. امروز با تکنولوژی های قرن 21 منجمله اینترنت، این دشمنان مشغول لجن پراکنی هستند. این تعداد اندک دشمنان تاریخ و ملت ایران با نامهای الکی و بی نشان در وب ها و نوشته ها و یا در نظر های وب های عزیزان ایرانی، به ناسزا گویی مشغولند، و یا با ترفند های مختلف سعی دارند مذبوحانه و ددمنشانه جو سازی کنند. اینها ستون پنجم نرم دشمنان ما ایرانی ها می باشند، باید این ستون پنج نرم را با زرنگی شناسایی کنید، و به عزیزان دیگر خطر آنها را گوشزد نمایید. اینترنت فرصت گران بها به ما داده تا دمکراسی را در وسعتی به عظمت گیتی تجربه کنیم و براحتی افکار یکدیگر را تحمل نماییم. عزیزان هوشیار باشید و در دام دشمن نروید و این ترفندهای کثیف را تشخیص دهید و با خونسردی، نسبت به مقابله با آنها و به شیوه هایی که خود می دانید اقدام کنید. امروزه ایران ما در شرایط حساسی است، در تمام وسایل ارتباط جمعی و تمام رادیو و تلویزیون ها و نشریات و تمام مجامع بین المللی فقط و فقط از ایران می گویند، همه شما عزیزان میدانید که یاهو و گوگل و غیره علیه ایران و ایرانی هستند. وظیفه تک تک شما هم وطنان عزیز بویژه فارسی زبانان است، که با دانایی قرن 21 و سنت گریزی راهبردی کار آمد را برای آینده شکوهمند و شکوفای ایران بریزید، بخود ایمان داشته باشید و بدانید جهان از آن ماست. بنظر شما دشمنان ما کدامند و دشمن اصلی کجاست؟
منابع واقعی کجا هستند
عزیزانی می گویند منابع ذکر کن تا وبلاگ معبر تر شود، بارها نوشته ام این وبلاگ جهت اینست که اندیشه شود، واقعیت چه بوده و چرا بوده و ما به کجا خواهیم رفت، انسان قرن 21 چشم و گوش بسته نیست و نخواهد بود. در مورد مطالب تاریخی اندازه ای که برای عموم لازم است منابع در میان مطالب گفته ام با دقت بخوانید متوجه میشوید، و عزیزانی که تخصصی می خواهند به آنها خواهم گفت. بسیاری عادت کرده اند که در پایان هر مقاله لیستی از منابع ذکر شود و به آن راضی باشند بدون اینکه از واقعیت های آن منابع جویا باشند. ولی در کل، طی 450 سال نفوذ استعمار منابع تاریخی بسیار در هم آمیخته و یا آلوده به دروغ شده است، این شما عزیزان هستید که باید در اندازه ای فنی و یا تخصصی پیگیر باشید. آگاهانه بدانید واقعیت چه بوده و ساده نباشید که دشمن استعماری بتواند هر دروغی را به ذهنتان فرو کند. وبلاگهای انوش راوید جهت اینست که واقعیتها را شناخته و دروغها را تشخیص داده، تاریخ و فرهنگ یادگیری را فراگرفته، تا هر گونه برنامه ریزی های اجتماعی واقعی تر میسر گردد. آیا منابع تاریخی با واقعیت ها و دمکراسی آمیخته است؟
عزیزانی که برای بار اول به وبلاگها و نوشته های انوش می آیند، و برایشان سئولاتی پیش می آید لطفاً به مقالات و پستهای دیگر بروند، احتمالاً پاسخ خود را می یابند.
شادتر و پاینده باد ایران و ایرانی
در قرن 21 نسل جدید دگرگونی در ایران عزیز شکل گرفته، با امکانات تکنولوژی موج سومی جوانان ایران به مراتب با هوش تر و داناتر از گذشته هستند، این نسل می داند که زمین دارد حرکت می کند و باید خوب این حرکت را بشناسد تا غافلگیر نشود. جهان نو دگرگون شده است و ما نیز باید واژگون شده باشیم، با عقلی جدید که در قرن سنت گریزی در اینجا گفته ام، البته بی سواد ها اینها را درک نمی کنند و نخواهند کرد، ولی امیدی به کم سوادها باقیست. اما توده عظیم ارتش 20 میلیونی جوان ایرانی امیدوار و آینده نگر است و می جنبد و می خروشد تا قافله نو را در یابد. این نیروی قوی می داند که باید هوشیارانه و با تدبیری خلاق به واشنگتن و لندن و پاریس اثر مثبت گذارده، تا ما بتوانیم بازی آینده را ببریم و در نهایت سرفرازتر از گذشته شکوهمند خواهیم ماند. گردش روزگار سریع است و زمان کم شده، یکبار دیگر تکرار می کنم قبل از اینکه زمین زیر پای ما بلرزد، می بایست اخبار و اطلاعات سیاسی و اقتصادی را خوب گوش کرده وب های روشنگر را مطالعه نموده و تاریخ و سرگذشت ایران و جهان را بدور از دروغ و تبلیغات دشمن که در این وبلاگ نوشته ام، تا اندازه لازم بدانیم و به توانایی خود ایمان داشته باشیم تا سپس بتوانیم به اوضاع مسلط گردیم. باید واقعاً ایرانی بود، فقط فارسی گپ زدن و تهرانی و اصفهانی و شیرازی و تبریزی و غیره بودن کافی نیست، باید با هوش خاص ایرانی فکر و صحبت کرد، البته دشمنان فسیل شده و سحر زده و استعمار زده، ایران واقعی را درک نمی کنند. دشمن تاریخی یکبار دیگر افکار پلیدی درباره ایران دارد و عده ای اجنبی ندانسته در جهت آنچه استعمار نو می خواهد حرکت می کنند، در هر صورت واقعیت نشان دهنده عدم توانایی دشمن در رویارویی با ایران بزرگ و ایرانی عزیز است. چون ایرانی شاد و پویاست، ایرانی سابقه درخشان تاریخی دارد، ایران ثروت مند است. پاینده و پیروز باد ایران و ایرانی. آیا می دانید، چه کسی گفته باید از دشمن ابله دوری کرد؟
دمکراسی تاریخی آریایی
در ابتدای قرن 16 و بعد از طی دوره های تاریخی اومانیستی و رنسانس که در آینده خواهم نوشت، بورژوازی اولیه در اروپا پیدا شد، مهمترین ابزاری که دولت شهرهای اروپا را در قرن 15 میلادی از بین برد و در آنجا کشور هایی ایجاد گردید توپ و تفنگ بود. اروپائیان بویژه ایتالیا و پرتقال و هلند و اسپانیا بمنظور تجارت بین المللی نیازمند پایگاه ها و بنادری و قلعه هایی در گوشه وکنار جهان بودند، که هرمز را همگی میدانیم. ولی طولی نکشید که این حرکت برون قاره ای اروپا با قدرت آتش توپ و تفنگ تبدیل به استعمار شد. استعمار گران برای پیش برد اهداف کثیفشان دست به هر کلکی و جنایتی می زدند. یکی دیگر از اقدامات استعمار جدا کردن حاکمان از زندگی عادی و مردم بود، که اولین نمونه آنرا در دوره صفویه و بویژه شاه عباس می بینیم. در این دوره بود که کاخها پدیدار گشتند و طبقات اجتماعی شکل کرفت که متعاقب آن کوخها هم سر آوردند. در گذشته شاه و حاکم چون مردم عادی زندگی می کردند و در تاریخ ما قبل از صفویه اثری از کاخهای عظیم شاهانه نیست. و مردم در طایفه و یا قبیله خودشان همه یکدست و یک طبقه بودند، و به هر کجای ایران بزرگ که می خواستند بی دردسر می رفتند، نه گذرنامه می خواستند و نه شناسنامه. با فرهنگ والای که نوروز برای آنان ارمقان آورده بود و ریشه در آریایی بودن داشت در کنار یکدیگر زندگی شادی داشتند. آنها بر سر موضوعاتی گاهی با یکدیگر نزاع داشتند، که این را می توان یک امر عادی انسانی دانست و بسیار در تاریخ ما می باشد که با دادن عروسی و دامادی بزرگترین ماجرا ها را به خوشی تمام می کردند. زیستی خوب از هزار قبیله و ملت و با زبانهای مختلف این بهترین نمونه دمکراسی است. استعمار گران نمی توانستند چنین چیزی را ببینند و با تمام اشکال و ترفندها سعی در بر هم زدن این نظم تاریخی و اجتماعی داشتند. یکی از مهمترین نقشه های آنها برای بر هم زدن این روش انسانی ایرانی دروغ گفتن در تاریخ و ساختن و پرداختن اختلافات تاریخی برای ملل ساکن ایران بزرگ بود. ولی امروزه ما باید آگاهی داشته باشیم گرفتار این حقه بازی دشمنان نشویم و تمام ملتهای آریائی ارزش خود را بدانند. اینترنت فرصتی برای آزمایش دوباره دمکراسی در اختیار ما قرار داده و باید از آن استفاده کنیم. یکدیگر را درک کنیم و تحمل نماییم و از نقد و انتقاد استقبال کنیم. حتی اگر کمی فضای کار سخت بود وبا یکدیگر مشکل داشتیم و یا با مسائل و چیزهای دیگر برخورد کردیم و غیره، باید شجاع باشیم و از اتفاقات نا خوش نهراسیم که خود این نوعی تمرین دمکراسی است. اگر مجلس کشور هایی با دمکراسی بالا را دیده باشید بسیار در آنجا پیش آمده که با مشت و لگد و فحش به یکدیگر می کوبند، ولی ایجاد مشکل نمی کند. بنظر شما دشمن دمکراسی چیست؟
پیدایش خط از ایران
صاحب نظران خط و زبان های باستانی بر این عقیدهاند كه منشاء پیدایش خط از غرب ایران یعنی جنوب بینالنهرین و سرزمین سومر در نیمه دوم هزاره چهارم پ.م بوده. امّا فرضیه دیگری نیز در سالیان اخیر مطرح شد كه سیر پیدایش و تأثیر گذاری خط پروتو عیلامی (ما قبل عیلامی) را از شرق به غرب می داند و معتقد است كه خط و نگارش تصویری ابتدا در حوزه دره سند و نواحی جنوب شرقی ایران به ظهور رسید و سپس به فارس و دشت خوزستان راه یافت. این فرضیه بر اساس كشف علائم پیكتوگرافیك و الواح پروتو عیلامی در كاوش های موهنجودارو شهداد، شهر سوخته، تپه یحیی، تپه ملیان و تپه قزیر، شكل گرفته است .فرضیه جدید به نظریه تك ریشه ای بودن خط با تردید می نگرد. تپه چغامیش دزفول را باید نخستین مركز در ایران دانست كه خط و كتاب، اول بار در آنجا ظاهر شده است. چغامیش تپه ای است بزرگ كه در حاشیه دشت شوش و 25 كیلومتری جنوب شرقی دزفول واقع شده است. چغامیش یكی از مراكز مهم آغاز كتابت و شهر نشینی در ایران بشمار میرود و تعداد زیادی الواح گِلی (شمارشی) و قطعات و ظروف و كاسههای سفالی مشهور به (لبه واریخته) كه از سفالینه های شاخص دوره آغاز كتابت است، از این تپه به دست آمد. وقتی انوش میگوید همه چیز از ایران شروع شده یک واقعیت است، پیدایش خط که در این چند جمله نوشتم جدید ترین برداشت باستان شناسان بین المللی می باشد.
عکسها در گالری ایران اینجا
امروز در تاریخ
در گذشته ها، سرعت تحولات و تعداد حوادث مهم سازنده تاریخ کم بود، و کلّاً تاریخ در اصطلاح خود به زمان های خیلی دور اطلاق می شد، در قرن 20 تارخ معاصر به جمع تاریخ پیوست، اما در قرن 21 گذشته و تاریخ به نزدیکی زمان حاضر و عمر ما رسیده است. به دلیل تکنولوژیکی و ارتباطی حوادث و سرعت تحولات بسیار زیاد شده، همانگونه که در تمام زمینه ها درصد حرکت های بشری بیشتر گردیده خود بخود تاریخ هم چنین شده است. برای درک بهتر این موضوع مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود، و غفلت از این مهم قرن 21 باعث می شود فردی که برای آینده تلاش می کند، در تاریخ خواهد ماند، و کار او خیلی سریع قبل از اینکه به نتیجه برسد فسیل می شود.
این روز ها جنگ و خشونت منطقه ایران بزرگ یا نام خاورمیانه ای استعمار ساخته را در بر گرفته است، در لبنان آرامش سیاسی و امنیت اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد، عراق و افغانستان با بمب های خیابانی مردم بی گناه کشتار می شوند، مردمی که برای ما ارزش دارند. اختلافات سیاسی پاکستان و جنگ داخلی آن روز به روز وخیم تر می شود، تاجیکستان و ازبکستان در بی کاری و مشکلات غرق هستند، و اتفاقات ناگوار دیگر که آنها را تکرار نمی کنم، هر ساعت در اخبار و گزارشات روزانه می شنویم، در این مقاله به تحلیل جغرافی ـ تاریخ می پردازم. استعمار و امپریالیست از بدو پیدایش در طول تاریخ بارها به این نیم قاره لشکر کشید، در بخش هایی بشدت شکست خورد و یا در تمامی سرزمین معدوم گردیدند، آنها به ترفند هایی روی آوردند و با اعمال نفوذ در حکومتها و ایجاد تفرقه در ساختار های تاریخی اجتماع و یا سیاسی منطقه اقداماتی می کردند تا منافع بیشتری به دست آورند که در نهایت مخارج سنگین و شکست داشتند. اینک امپریالیسم نو که از دانش جغرافی ـ تاریخ تهی می باشد و نمی تواند شرایط را علمی تحلیل و تعلیل کند، در واقع مغز اصلی آن نرم افزاری است نه بشری.
آنچه که منطقه را حساس تر کرده، رشد اقتصادی و اجتماعی کشورهای روسیه و چین و هند و اقمار وابسته به اقتصاد آنهاست، و مهمتر از همه اهمیت روز افزون نفت می باشد. سی سال پیش یکی از چهره های امپریالیستی سابق نقشه ای از خاور میانه کشید و در آن احمقانه کشور هایی بر اساس قومها ترسیم کرده بود، و او خیلی بی خرد تر از آن بود که بداند نیم قاره ایران بزرگ جغرافیای متفاوتی دارد که ریشه در تاریخ جهان و امپریالیست هرگز قادر به تشخیص آن بازی خطر ناک نمی باشد. توده مردم کشور های اروپایی و آمریکای شمالی بخاطر فراوانی دروغ های تاریخی و اجتماعی و اقتصادی در سردرگمی به سر می برند و در توهّمات مختلف مانند تغییرات اوبامایی دلخوشند، اما روز به روز دارند متوجه می شوند که چه کلاه های بزرگی در تمام تاریخ سر آنها رفته است.
اینک ما ملت سرافراز ایران بزرگ باید با درک موقعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، خود را به شکوه گذشته که در واقعیت های تاریخ نهفته است، راهی نو در جهان بگشاییم و با نشان دادن توانایی در همه عرصه ها، قدرت تاریخی خود را یکبار دیگر به حرکت در آوریم. توانایی و قدرت الکی و بی جهت و بدون سابقه تاریخی در اندیشه توده های مردم و علم و دانش حاصل نمی شود، ایرانی ها پر بار از این موضوعات هستند، فقط باید دروغ های تاریخ را دور بریزند و آنچه واقعیت ها بوده به تحلیل و تعلیل بگیرند. دشمنان با دروغ ها همیشه می خواستند ایرانی را شکست خورده و ضعیف و متفرق نشان دهند، که از این بابت سود ببرند، منجمله ایران بزرگ را خاورمیانه و آسیای میانه نامیدند، و بروی کاغذ ملت های تاریخی نیم قاره ایران بزرگ را دسته بندی دینی و نژادی کردند. توده ملت ایران بزرگ بیش از هزار قرن در این نیم قاره که از فلات ها و دشت ها و دریا ها تشکیل شده در کنار هم یک دل و یک صدا بودند، نوروز و جشنهای شکوهمند دلیل آن است.
عده ای ساده دل و بی اندیشه به راحتی اغفال نفوذی های دشمنان تاریخی ایران شده، و دسته های فاشیستی، آنارشیستی، کمونیستی، ناسیونالیستی کنجی و یا دینی باب دل دشمنان تاریخی این سرزمین ایجاد کرده و در گوشه و کنار نیم قاره کار هایی می کنند، که مخالف واقعیت های تاریخی است. گاه افرادی بی دانش و تهی از درک واقعیت های تاریخی در جایی از جهان آب به آسیاب دشمنان تاریخی ایران می ریزند، و با گفته ای، تالیفی، و یا ترفند و لابی عمد و یا سهو به زیان ملت های قوی ایران بزرگ اقداماتی انجام می دهند، که البته در کل تأثیری در روند حرکت اجتماعی تاریخی مردم ندارد. جوانان عزیز و آینده نگر با کمی حوصله، و مطالعه و پیگیری وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران براحتی می توانند، مسیر ملی را تشخیص دهند و دانش های اجتماعی، جغرافیایی، تاریخی خود را بالا ببرند. آیا تفاوت ناسیونالیسم واقعی را با مکتب های مختلف اجتماعی می دانید؟
انوش راوید Anoosh Raavid
کلیک کنید: تخت جمشید
کلیک کنید: پارتی زان یا چریک
مطالب متنوع تاریخی و جغرافیایی در وبلاگ: تاریخ و جغرافیا