تبليغاتX
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران - اندیشه های نو در ایران
مجموعه مقالات و نظرات شخصی در باره دروغهای تاریخ
   اردیبهشت 87

اردیبهشت ایران همان بهشت است و در جای جای این سرزمین عطر و شادابی می ریزد و زندگی معنایی دگر دارد. هر چند ایران عزیز مشکلاتی دارد ولی در هر صورت بهشت وطن دوستان است،  گل و خارش،  سرما و گرمایش،  شب و روزش و همه چیزش حتی بدبختی ها و خوشبختی های ایران برای ما دوست داشتنی است.

       سخن این وبلاگ  به عاشقهای  حقیقت و ایران، تحصیل کرده ها و روشنفکران می باشد که اندیشه و عملشان تابع منطق و حقایق علمی است، بدین منظور حرکت وبلاگ بحث در جهت معیار هایی با اتکا به حقایق علمی و تجربی و موازین منطقی محقق است.  تا علاقه مندان و روشنفکران مورد نظر در تشخیص دروغها و یافتن واقعیتها، در زمانی حساس که راه ملتها بشیوه ای فرا امپریالیستی درخطر و بحران است، حقایق علمی در تاریخ و تکامل اجتماعی و فرهنگی را دریابند، و به گسترش واقعیتها در میان مردم بکوشند. کوتاهی از این مهم سپردن دوران به دروغ پردازان است، که با دشمنی دیرینه خواهان  شکست و تجزیه ملتهای منطقه  می باشند. امید است موضوع و مطلب این وبلاگ را ایرانیان دانش پژوه بگیرند و با دانش خودشان بیامیزند و به جامعه بفرستند، که حتماً ره آوردی نیکو در پی دارد، در غیر اینصورت چنان ماند که، من تیری در چله اینترنت گذاشته ام و بسوی دشمن رها کرده ام، و دشمن موذی هوشیارتر و ما همچنان پراکنده و بی دل و یار در انتظار سرنوشتی دیگر که برایمان بنویسند.

    عزیزان بیائید با دین و دانش والایمان خودمان سرنوشتی نو بنگاریم. و بدین منظور از هم میهنان عزیز خواهشمندم در جهت سخن این وبلاگ نظر بنویسند، تا  به اهدف مورد اشاره یعنی باز نویسی علمی تاریخ و سرنوشت رسید.  ایران عزیز با داشتن امکانات گسترده طبیعی، سیاسی، اقتصادی، و ظرفیتهای عالی انسانی، علمی، فناوری، و سابقه درخشان تاریخی،  براحتی میتواند حرکت بسوی تمدن جدید را،  پویا طی کند.  این وظیفه اندیشمندان است که با درک تغییرات و با  دانایی قرن 21 ،  استراتژی منطقی و کار آمدی پیش بینی نمایند.   بنا براین احتیاج است درجهت فرآیند تدوین برنامه های آینده نگر،  همه اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی قرن 21  جهان را در نظر داشته باشند،  و لازم است چالشهایی که کشور با آن روبروست،  از قبیل نقاط قوت و ضعفها و فرصتها را کاملاً شناسایی کنند.  درایت پیش بینی آیند اینست که از گذشته خود واقعی و بدور از دروغ بدانیم،  امروز خود را با محکهای دقیق بشناسیم،  دارایی ها و بود و نبود های آشکار و پنهان را در تمام زمینه ها و چیزها خوب ببینیم.  انوش راوید  سعی می نماید با مقالات خود در وبلاگ،  چشم اندازی تهیه کند که به شکل همه جانبه و با درنگهای جدید،  بلکه تحرکی نو به فضا بدهد.  با شرایط بسیار خوبی که در همه زمینه ها داریم، و همچنین داشتن تمدن تاریخی مهم،  نمی توانیم قبول کنیم که نقشی پایین دست در منطقه و گیتی داشته باشیم. احتمالاً بد بینانه نبینید،  بحثها نگاه نژادی و ملی نیست،  ایران و همه مردم ایران است،  مردم و کشور ما باید جایگاهی بلند تر و معظم تر داشته باشند.  انسان با هوش در قرن 21  حتی با یک نگاه به سر نوشته های انوش چون:  قرن سنت گریزی،  بسوی تمدن جدید، موج سوم، انسان قرن 21 ، چالش قرن،  تغییرات مطلوب،  خود بخود پیگیری میشود که اینها چه هستند،  و در پی سئوالها و نظرها و آزمون و تامل می رود،  هم میهنان عزیز احتمالاً این قبیل حرفها را شنیده،  شاید هم چند بار شنیده اید و خوانده اید،  ولی بد نیست یکبار دیگر و از دیدگاهی دیگر ببینید،  درصورتیکه از پس اینها،  سئوالها و نقدهای علمی باشد،  می توان به آینده نو راحت امیدوار بود،  که در نتیجه آن نا امیدی دشمن تاریخی را بدنبال دارد،  ولی اگر لودگی و یا ناسزا گویی شود،  متوجه میشویم کار روشن گری سخت و دشوار،  و راه دشمن هموار است.   

چیست؟  جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران   

       تمدن ها و حکومتهای اولیه در نیل مصر، و بین النهرین و ماوراءالنهر و دلتای سند و دو سه جای دیگر در چین و هند تشکیل شدند.  نیل خیلی سریع تحت تاثیر بین النهرین شد، و ایران در مرکز سه تمدن و حکومتهای، بین النهرین و ماوراءالنهر و سند قرار گرفت.  تمدنهای غرب هند و چین تقریبا جدا افتاده و عقب مانده تر شدند، ودیر تر به حکومتهای رسمی رسیدند.  پس ایران مرکز پیدایش و رشد تمدن جهان شد، و اولین و قوی ترین حکومتهای واقعی را داشت.  و این مهم را جغرافیا از ابتدای تاریخ در اختیار ملت ایران عزیز قرار داده، و بنا بر این دشمنانی داریم موذی و خطر ناک.  امروز هم دارند ایلام و ماد و هخامنشی را تخطئه میکنند. بنابر این وظیفه ای بر دوش ماست که اولین شکل تاریخ مهم بشری را از دروغ، و دروغگوئی دشمنان دور بداریم و در نهایت رفع این دروغها، اتحاد کامل بین کشور ها، و ملل سرزمینهای ایرانی بزرگ را در پی دارد و اگر اقدامی در جهت حذف دروغهای تاریخ نشود، و این دروغها ادامه پیدا کنند،  در آینده مشکل ساز میشوند.  در جهانی که نفی ما را در سر دارد، نباید چشم به نوشته های دروغی دشمنان دوخت، در ما قدرتی است که از تاریخ  به ودیعه  گذاشته شده، نیروی اراده خود را هیچ مپندارید، و سرنوشت و گذشته و آینده  خود را وابسته به هوسهای دروغ پردازان نکنید. اگر در میان استعمار گران زما نی یکی از آنها به ما در کشف تاریخ کمکی شده در جهت منافع خودشان بوده، آنها از صفا و سادگی و غفلت ایرانیها در این چند سده گذشته استفاده کرده، و ورقها را بنفع خودشان کرده اند. گذشتگان ما در تاریخ باستان می دانستند، که در جهان هرگز عظمت و بزرگی را به کسی رایگان نبخشیده اند، بلکه باید دشمن را شناخت و با او جنگید.  اینها میسر نیست مگر با فدا کاری و از خود گذشتگی و همکاری و احترام به یکدیگر، و با انظبا ط  در جهت حذف دروغها از تاریخمان هم پیمان باشیم،  و با ادب خاص ایرانی از هر گروه مردم فقط در یک کلام نجات تاریخ  ایران بزرگ  از دروغ.  این میتواند یک حرکت و نهضت علمی تاریخ و جغرافی  اینترنتی باشد، هر ایرانی عزیز با سلیقه و روش و تحقیق خودش جهت حذف دروغها گام بر دارد، و با دید و دانش نوین تاریخ به میدان جنگ بیاید. همراه شوید و نظر بدهید و بپرسید.   

چند مطلب جالب :

عزیز نسین، نویسنده معروف ترکیه در مقدمه یکی از کتابهایش نوشته وقتی جوان و در دانشگاه افسری بوده، با بقیه همقطاران خودش نقشه جهان را جلویشان می گذاشتند، و آن را خط خطی می کردند و نقشه ترکیه را از مغولستان تا اتریش می کشیدند، و وقتی چند سالی بزرگتر و عاقلتر شد، دید واقعیتها چیز دیگریست و عزیز نسین طنز نویس شد، و گفت اون خط خطی کردن نقشه ها هم خودش طنز جدی جوانی و سادگی بود.

یونانیان قدیم، به سرزمینهای شرق دجله می گفتند پرس که در ایران به پارس تلفظ شد، خود ایرانیان به کشورشان از ماوراء النهر تا بین النهرین ئیرانا، البته با تلفظ های محلی و شمال این سرزمین را تورانا، مینامیدند، که هم زمان شامل قسمتها و ایالات با نامهای مختلف می شدند.  مانند ئیراق به مرکز ایران می گفتند و اران یعنی ایران کوچک  قفقاز و آذربایجان را می نامیدند،   پارس نام یک قوم یا ملت نیست، نام تمام سرزمین  وسیع  ایران بزرگ  و با تمام مردم آن است.  

   در هزاران کتاب خطی و تاریخی هندوستان،  در 1300 تا 1700  میلادی به ایرانیان می گفتند مغول نه به مغولهای مغولستان کنونی، وبه چهار صد سال پادشاهی بابری فارسی زبان در هندوستان میگفتند، پادشاهان مغول، و بابری ها ضمن تایید، خود را بازمانده پادشاهان تاریخی و افسانه ای ایرانی میدانستند.  و در هیچ کتاب تاریخی هندی اثری از چنگیز مغولستانی و دارو دسته اش نیست.

این وبلاگ جهت اینه، که فکر کنیم و تحقیق و تحلیل کنیم واقعیتهای تاریخی چیست؟ وچشم و گوش بسته هر چه را بخورد ما ندهند، توجه : این وبلاگ خود تاریخ نیست. در دویست سال گذشته عوامل  استعمار و امپریالیست و صهیونیسم  برای جعل تاریخ و ملیتها و مرزها خیلی فعال بوده، و هر کاری خواستند و کرده اند، و امروزه دروغ ها تبدیل به خطر شداند، چون در هر صورت احمقانه دروغ گفته اند.  این وبلاگ را با دقت بخوانید تا بیشتر متوجه پلیدی و ترفندهای آنها شوید.  نظر بدهید و بپرسید و همراه شوید.

    در گذشته ها دشمنانی علیه ما اندکی دروغ نوشته و رجز خوانی کرده و تاریخی راجعل کرده،  چند قرن بعد استعمار و دشمنان احمق آنرا بزرگ نمایی کرده و با ترفند هایی گسترش داده و یا با نفوذ در آموزش ایران به عنوان تاریخ بخورد بچه های عزیز داده اند.  در جاهایی ساده دلان و احمق ترها دروغ ها را دست مایه کوبیدن ایرانی ها کرده اند.  بیائید با اعتماد به نفس ایرانی و ذکاوت خود هر کجا دروغی دیدید آنرا افشا کنید و دروغ ها را متذکر شوید و به دنیال واقعیت ها بگردید و این را سر آغاز کار بزرگ ملی برای برداشت دروغها از تاریخ ایران نمایید.   

پیدا کنید دلسوزی دشمن را؟،  از این به بعد لیست اشخاصی از دشمن را می نویسم، که همزمان با استعمار و کشتارمردم بوسیله کشور های متبوعشان که در جهان ادامه داشت، دلسوزانه برای ما تاریخ نوشته اند. برای تکمیل لیست این دشمنان تاریخ نویس ما نظر بنویسید.

آ . ایمار استاد دانشگاه فرانسوی. آ . بازن ـ فوشه ، و امیل بن ونیست ، استادان کلژدوفرانس.

آ . بونیفاسیو ، رئیس کنفرانس های دانشکده علوم سیاسی دانشکده پاریس.

ژی بوهر استاد مدرسه عالی لوور. آ . کریستن سن استاد دانشگاه کوپنهاک دانمارک.

ژ . کونت نو رئیس موزه شرق و اسلام لوور.  و . سستون استاد دانشکده ادبیات پاریس.

ر . دولو وزیر مختار. ژرژ دو مزیل استاد کلژدوفرانس.

آندره دوپن سومر استاد دانشکده ادبیات فرانسه. ژان فیلیوزا مدیر آموزشگاه تعلیمات عالیه.

الفرفوشه عضو و استاد دانشگاه.  ر . گیرشمن رئیس میسیون باستانشناسان فرانسوی در ایران

آ . گوداری رئیس اداره باستان شناسی ایران. ای . گوداری و رنه گروسه عضو فرهنگستان فرانسه.

هانری ماسه عضو و استاد دانشگاه.  پ . ژی دو مناس و هانری شارل پواش استادان دانشگاه

ش . ویرولو عضو دانشکده و رئیس انجمن آسیایی.  رابرت گرانت واتسن.

آبلبنیتسکی عضو انستیتو باستانشناسی آکادمی علوم شوروی سابق.  لسترنج.

بارنابه بریسون که بسال 1590 در پاریس تاریخ ایران باستان را نوشت.

سیلوستر دوساسی، پایه گذار مطالعات شرقشناسی  فرانسه بسال 1793 و مثلا کاشف روموز کتیبه های ساسانی.  بورنوف به سال 1836 و قبل از آن، گروت فند آلمانی مثلا از کاشفان خط میخی.

 توجه ، توجه ، عزیزان یکبار دیگر تکرار می کنم ، این وبلاگ مقالات و نظرات شخصی من می باشد که قبل از پیدایش وبلاگ در نشریات معتبر چاپ گردیده اند، و این وبلاگ خود تاریخ نمی باشد همانطور که در همه جا علامت سئوال گذاشته ام، شما میتوانید درصدی از این مطالب را قبول داشته باشید یا نداشته باشید، و می توانید در باره آنها تحقیق کنید یا نکنید، میتوانید مطالعه نمایید یا بی خیال دروغ ها باشید، و به دسته اندکی از عزیزان بگویم، نیازی به نوشتن نظرات غیر اصولی و اخلاقی نیست، که اینقبیل نظرات قابل قبول از شخصیت وبلاگی ایرانی خوب نمی باشد. بطور مثال این اشخاص میتوانند بنویسند، چه مقدار و چه بخشهایی را احساسی قبول دارند، یا علمی می دانند و امثال آن.  این وب جهت بحث آزاد نمی باشد، برای بحث آزاد به نظرات این وبلاگ بروید:

 http://ravid2.blogfa.com

 تاریخ،  دانش مهمی چون بقیه علوم است، و  تاریخ واقعی  ایران بزرگ  باید بوسیله فرهنگستان تاریخ ایران، و توسط هیئت علمی ایرانی که توسط علاقه مندان دانشور تاریخی ایرانی انتخاب گردیده اند، و با شرایط قانونی خاص خود، و در پی تحقیقات کاملا علمی زمان بر نوشته و تایید موقت شود.  تاریخ دانش مهمی چون بقیه علوم است.   بنظر من کلیه آنچه که تاکنون بعنوان تاریخ و سرنوشت خوانده ایم،  نظرات شخصی نویسندگان آنها می باشد،  چه کتاب خطی تاریخی باشد چه نگارش چاپی دوران استعمار و یا موج دوم و چه جدیدترین نوشته تاریخی در وبلاگهای من.  آیا با شرایط فعلی می توان فرهنگستان تاریخ تاسیس کرد؟

هم میهنان گرامی که وب آنها ضدیت با ایران و ایرانی ندارد، و مایل باشند که این وبلاگ را در پیوند قرار دهند میتوانند، با همین عنوان در لیست پیوند بنویسند و به من خبر دهند تا در اولین فرصت همین کار را بکنم.  چون در روستای زیبای  چلاسر  زندگی میکنم و تلفن این روستا گاهی وصل و قطع است،  بر ای همین مجبورم وقت و بی وقت از کار و یا تحقیق بزن و خودمو به کامپیوتر برسونم، خوشبختانه اینترنت به آب کاری نداره آب هم بیشتر وقتها نیست.   

مها جرت اقتصادی

تو بعضی از داستانها میگن، انسان از جهش ژنتیکی درست شده، و بعضی دیگه میگن که تکامله، از یه میمون به نیمه میمون و به انسان، ولی هیچ کدام از این دوتا داستان علمی ثابت نشده، و من یه داستان دیگه میگم و شما فکر کنید، و نظر بدین و بپرسین، تا بیشتر و بیشتر بگم، و بلکه  نتیجه  بگیریم که چقدر، همه چی  دروغه! البته  اگه عمری بره بشر  بمونه، بلاخره  همه چی رو علمی   کشف میکنه، نه داستانی. یه زمانی حدود 200 ــ 300 هزار  سال پیش، دو دسته  موجودات یکی گوشتخوار و یکی گیاه خوار، در سرزمین  تنوع  حیوانات جایی تو آفریقا  بودن. از اینها دو تا شون با هم چت کردن و از هم  خوششان آمد، و قراری تو هتل تریا بیشه  و آمیزش  و...، امروزه هم از ترکیب و آمیزش، حیوانات و گیاه های  مختلف  درست  میکنند، که انواع  سگ و گربه رو خوب  میشناسیم، و اولین اونا که  بدست آدما  درست  شد قاطره. حدود  بیست  سال پیش یه با بایی، یه فکر اقتصادی از خودش  در وکرد، و گفت  که ماده گاوای  کوچک و مردنی 100 کیلویی ایرانی رو بیارن، از نطفه گاو 700 کیلویی هلندی، بهشون بزن و گاو دو رگه 400 کیلویی  بدن بیرون،  تا کلی اقتصاد  دامداری ایران رونق  بگیره، یه دایی گفت، آخه آقا ماده صد کیلویی نمیتونه بچه نر هفتصد کیلویی نگه داره، گفت میشه و اون دایی گفت، خوب اگه میشه چرا به  موش نزنن، طرف داد و بیداد کرد که من فکر اقتصادی  میدم و شما  مسخره می کنین.  خلاصه، از اون دو تا  میمون داستان  ما بچه هایی درست شد مثل بچه آدمای امروزی، یه صد هزار سالی گذشت، و این موجود جدید وعجیب، خودشان گله هایی  شدند و داستانی  جدیدی در طبیعت شروع شد. اونا هم مثل آدمای امروزی، گرفتاری اصلیشون شکم و زیر شکم و گردش بود. هر چی گیرشون می آمد می خوردن، پدر و مادرای اولیشونو خوردن، فقط فسیلاشونو مونده.  یاد فیلم های راز بقا  می افتیم، که آدما  فیلها  رو شکار می کردند، و هنوز کامل  نمرده بود  که می ریختن سرش و می خوردنش. یه حساب  سر انگشتی، هر  انسان  طی 80 سال عمرش ده تا بیست تریلی غذا می خوره. اینها که اقتصاد شان شامل چوب بلند و سنگ تیز بود، قادر نبودند، که حیوانات کوچک  وزبل را  شکار کنند، و فقط  با خوردن  گیاه هم  سیر نمیشدند، چون همه  جوان  بودن و بخور و بکن و بگرد. اگه یه  فیلسوف 60 ساله نشسته  پشت میزش، با یه موز و یه مشت  نخود و کشمش سیر میشه، میگه  که انسان های  اولیه هم با  گیاه سیر میشدن، نه آقا جون، با اون شرایط  باید روزی  چند کیلو گوشت می خوردن. اونا تو آفریقا  نیاز به لباس و خیلی  چیزا نداشتند، اما برای غذا به دنبال گله ها حرکت می کردند، وخود را صاحب  گله های وحشی میدانستند. و از کناره نیل به آسیا و قفقاز و اروپا کشیده شدند، تمام گاوای اروپا رو هم خوردن، رفتن سراغ ماموتها، و آونها هم که دشمن طبیعی نداشتند، و بی خبر و بدون ترس ریشه کن شدند. یه عده شون  کشیده شدن به  آمریکا، بو فالو خوری. یه چند  ده هزار سال  دیگه هم گذشت، تو شرایط  جدید هر طایفه ای از این آدما با تغذیه  جداگانه، و آب و هوای جدا گانه، رنگ و روی  جدا گانه یافتند. هر طایفه  قسمتی از این کره  خاکی را به  خودش اختصاص داد، و آن اندک لغاتی که میدانستند، بیشتر و بیشتر کردن و صحبت کردن یاد گرفتن، و در این محل جغرافیای اقامتشان از یکدیگر لغات یاد گرفتن، و با هم داد و ستد کردن و رشد فرهنگی دیرینه سنگی آغاز شد. نقشه های جغرافیا یی انسان دیرینه سنگی در هیچ  کتابی نیست، و هیچ نقشه ای از وضع  سیاسی و زبانی آن دوره تهیه نگردیده، تا استعمار گران مثل هیتلر بگویند، که آریائی هستیم  بقیه باید بروند، روم یها بگوید ما بر تریم، و یه اهل ناصره رو سفید پوست  بگن وغیرو غیره. تقریبا در هر کشور و قاره ای چند دهکده  دیرینه سنگی  کشف شده، و آنها پایه گذار مردم همان  سرزمین بودند.  شما تاکنون درباره مهاجرت انسانهای اولیه چه شنیده اید؟

 مها جرت  کذ ب:  در  کتابهای  درسی زمان  محمد رضا شاه، نقاشی  جالبی  از مهاجرت  آریائیها  به ایران بود،  که  نمونه ای از  کوچ  عشایر ایرانی بود. مهاجرت آریائیها به  ایران، یکی از اولین دروغهای تاریخ  ایران، می باشد، که مثلا آریائیها از شمال به این سرزمین آمده و در آن اقامت  گزیدند. افسانه ای دروغی،و تصویری بدون اساس علمی را برایمان تاریخ جا زدند. چرا؟ علاقه مندان ایران هر گز به این مسئله فکر کرده اید؟ .  بزودی به این دروغ هم میرسیم. با  دانایی قرن 21  بیندیشید واقعیت چه بوده،  نظر بدهید و بپرسید.

تاریخ  خیلی  اهمیت  داره

 اندکی از اشخاصی در نظرها خود را، اهمیتی نداره و یا  نازنک  و یا بی خیال و از این دست معرفی می کنند و یکی میگوید در باره ایران احساسی ندارم و یکی می گوید به ما چه و می گویند اینهایی که تا بحال خوانده ایم تاریخ است،  و یا تاریخ به چه درد ما می خورد و حال ما مهم است،  و اینقبیل ها را می گویند.  امروز همه می دانند که ایران بشدت از طرف دشمنان تهدید میشود و خیلی خطر ها در این رابطه شنیده میشود.   هر ایرانی که این تهدید ها و یا دروغها و ترفندهای تاریخی دشمنان را قبول نداشته و یا بعد از خواندن این وبلاگ و با رد و بدل کردن یکی دو نظر و نقد به نتیجه خواست این وبلاگ نرسیده باشد، خوب معـلوم است من هم برداشتی سریع در دیدی نو به تاریخ از همه ندارم،   ولی چیزی که مسلم است همان شخص در اندازه ذهنش  به فکر موضوعات این وب می رود یعنی در هر صورت من به نتیجه رسیده ام.  

   خواست این وبلاگ چیست؟  برنامه ریزهای دولتی و غیر دولتی و در هر زمینه کاری و فکری،  نیازمند آنند که بدرستی از تاریخ و تاریخ اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بدانند، مراحل بی قاعـده و هنجار رشد تاریخ و همچنین آهنگ تاریخی، به تمام معنی و تمام مسائل ایران را به واقعیت بدانند تا بتوانند به درستی برنامه ریزی نمایند، البته اکثراً بطور مستقیم به این دانش مراجعه نمی کنند، یعنی آنچه که در طول زندگی خوانده اند و در ذهن دارند مورد استفاده قرار می دهند، که خود این یک نقطه ضعف برنامه ریزی است ولی چون موضوع این وب نیست از آن می گذرم.   اشتباهی که آمریکا در عراق کرد، ولی امروزه برای مراحل جدید تهاجم احمقانه اش، دارد به دنبال حقیقتهای تاریخی می گردد.   برای همین دشمن با ترفندهایش نمی خواهد سیاستی ها و برنامه ریزهای ایرانی به واقعیتهای تاریخی دست پیدا کنند تا در گمراهی باشند و نتوانند مسیر درست را بروند.

    نتیجه:  بازی خونی که استعمار از غزه تا کشمیر به وسعت و مرکزیت ایران بزرگ آغاز کرده،  باید همه جوانان از تاریخ کشورشان بدرستی بدانند در غیر اینصورت به دامهای جدید ترفندهای دشمنان می افتند.  این وظیفه سنگین در پیمان تاریخ نویسان در همه زمینه های آن است که غیرت مندانه با مطالعه وبلاگ های  انوش راوید  واقعیتها را بیابند و بگویند تا در جهت دوره تاریخ، چون گذشته ها اشتباه صورت نگیرد، که اینبار توسط دشمنان ایران بسیار مرگبارتر می باشد و قسمتی از مسئولیت آن متوجه تاریخ گویان و تاریخ نویسان در تمام رشته های آن می باشد.   شما چند سئوال تاریخی دارید؟

    در این وبلاگ من بودن مطرح نیست،  فقط جهت دیدی نو به تاریخ می باشد،  و چون نمی خواهم ذهنیت خوانندگان و متفکران به من برگردد از نوشتن مطالب که می تواند جنبه شخصی داشته باشد خود داری می کنم.  و همچنین سئولات مختلف در نظر ها می شود که پاسخ تمامی آنها را برای همگان در وبلاگ می نویسم.  مثل پاسخ به تاریخ نفوذ استعمار و صهیونیسم در تاریخ ایران،  اندازه لازم ذکر شده،  چون از هر جنبه و مسیر تاریخی اگر بطور کامل گفته شود، بسیار تخصص مربوطه و وقت و فضا می خواهد، اینها اندکی است،   برای دیدی نو به تاریخ.   البته همانطور که بارها نوشته ام این کاری زمان بر و با حوصله و با همه اندیشها در کلیات تاریخ می باشد،  یک مثال دیگر، بسیاری از عزیزان در ظاهر با حرکت این وبلاگ مخالفت می کنند و می گویند میدانیم در تاریخ دروغ است اما همینه که هست،  در میان مطالب وبلاگ درباره نوع تفکر و بینش این اشخاص توضیح داده ام،  و گفته ام همینکه متوجه شدند دیدی جدید به تاریخ می توان داشت خیلی مهم است.  از منابع می پرسند، آن منابعی که برای تاریخ دانهای گرامی لازم است نام برده ام،  مثال، کالین مک ایودی در کتاب چهار جلدی اطلس تاریخی جهان منابع ذکر نکرده وقتی من می خوانم در هر سطر و جمله اش می دانم از کجاست ولی  اگر به یکی از فرزندان هم میهنم که مهندس کشاورزی است بدهید چه بسا نداند چه هست.  برای غیر تاریخی ها که آگاهی اندکی از تاریخ دارند باید برای هر سطی مفصل بنویسم و منابع بیاورم که از حوصله خارج میشود،  همانقدر که به اندیشه ای نو برسند کافیست.  در باره تیتر زدن، ویرایش و صفحه بندی،  به مرور اصلاح می نمایم و از توجه عزیزان متشکرم.

بی تعارف،  بنظر شما چه تغییراتی در وبلاگ لازم است؟

با اندیشه ای نو ایران را بسازیم

       در اواخر دهه اول قرن  21  هستیم و می بینیم و می دانیم بسیاری از کشورها به دست آوردهای بزرگ علمی و اجتماعی رسیده اند،  آینده متفاوتی  که آینده نگران امروز آن را پیش بینی میکنند حتماً اتفاق می افتد،  و باید با دیدی نو بدانیم که چگونه خواهد بود تا بتوانیم بر آن تاثیر گذاریم،  در این روزگار ما میتوانیم با دانش و بینش نو مسئول سرنوشت خود و اطرافمان باشیم،  و دیدی علمی و نو به همه چیز داشته باشیم.  انوش سعی می کند راهی جدید را طی کند،  و در این مسیر از عزیزان همراهی می طلبد.  یکی از کارهایی که میتوانید انجام دهید این است که  موضوعات و مسائل مطرح شده در مقالات انوش را مورد نقد و بررسی علمی قرار دهید،  نه مانند یک هم وطن عزیز بگویید که چرا این تیتر در دو وبلاگ نوشته شده!!  خواهشاً در صورت امکان مطالب را مطالعه نمایید،  با اندیشه و تاملی در خور  قرن 21  نظر  خود را بفرمایید.  اهرمهای تغییرات و حرکت از قرن سابق به این قرن در دست روشنفکران اینترنتی است،  اما اول باید بوسیله ای از چگونگی این حرکت سریع آگاه شد،  و با هماهنگی به رشد تمدن نو رسید،  که برای شخصیت ایرانی برازنده است.  البته قبول پیشرفتهای ویژه این قرن در دید تعدادی کمی از مردم که در جهالت عمیق و با مغزی فسیل شده هستند،  غیر ممکن است.

     برای گذر تاریخی از این سالهای مهم که راهی جدید و مرزهای نو می طلبد  فرای دانش و فکر سنتی امروزی است،  که در  اینجا  گفته ام.  با وجود وب و اینترنت براحتی امکان آن می باشد تا روشنفکران با تبادل نظر راهی نو برای دیگر هم میهنان عزیزشان بگشایند.   همچنین بدین وسیله میتوان بدون هرگونه اختلال در مسائل جانبی زندگی به مرامی نو دست یافت.  این برنامه می تواند مسیر و نگاهی نو وبینش علمی به آینده و سرنوشت باشد.  مدت دوسال است وبلاگهایی دارم و هزاران جوان عزیز ایرانی از آنها بازدید کرده اند و حدود یک سوم این خوبان نظراتی نوشته اند که باعث تشویق من برای ادامه داشتن وبهایم شده،  ولی جای تاسف است که اساتید با تجربه ایرانی فقط چند نفر می شناسم که با اینترنت دوستند.   اگر در گذشته می خواستم کتابی در باره دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران  بنویسم امکان آن نبود که به این ارزانی و راحتی در اختیار همگان باشد، ولی با وبلاگ براحتی این مهم تاریخی را گفتم و مچ دشمن دروغگو را گرفتم.  امیدوارم با نظرات پویا مرا یاری کنید.  بنظر شما روشنفکر چگونه آدمی است و برای پیشبرد اهدافش چکار باید بکند؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     کلیک کنید:  کار گزاران و چهره های استعمار

    مقاله مهم حتماً بخوانید: اردوی مجازی ملی و مردمی

   کلیک کنید:    نبرد دروغی ملازگرد

انوش راوید،    Anoush Raavid

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:23  توسط انوش راوید  |