تبليغاتX
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران - تمدنها و فرهنگ های ایرانی
مجموعه مقالات و نظرات شخصی در باره دروغهای تاریخ
  بهار برکت 87

سال نو بر همه ایرانیان عزیز در سراسر جهان و بویژه در سرزمین باستانی  ایران بزرگ  مبارک باد.

نوروز،  از باستان مظهر اتحاد و همدلی مردم سرزمین وسیعی از ملتها و قومهای بسیاری بود که ایران نام داشت.  در باره نوروز خیلی گفته و می گویند،  اما مهمترین آن وحدتی است که از باستان برای مردم ساکن بیش از 4 ملیون کیلومتر مربع داشته که گرد  نوروز،  همه خود را یکی میدانستند.  با پیدایش استعمار از ابتدای قرن 16 استعمار گران سعی نمودند که این همدلی را از هم بپاشند،  دروغها درباره تاریخ و مردم گفتند و نوشتند و تا توانستند و به هر وسیله سعی در تخریب تاریخ شیرین ایران بزرگ بکار بستند.  در این وبلاگ کمی برای آگاهی و هوشیاری و همچنین نجات تاریخ ایران عزیز از چنگ عفریت استعمار نوشته ام.  استعمار با قدرت رسانه ای و مالی وانمود می کند که دیگر وجود ندارد،  البته قرن 16  تا قرن 21  کاملاً متفاوت است و باید آنرا خوب شناخت.  نمونه آن ایجاد موانع و مشکلاتی برای ایران است، چون انرژی اتمی و غیره.

 امید است در سال جدید با  طرحی نو:  اندیشه ای سنت گریز  و  گفتاری نو پرور  و  کرداری مدرن ساز  ،عقب ماندگی از قرن 21  را جبران نماییم. چگونه؟ در:  قرن سنت گریزی  

  چرا  در تاریخ  ما  اینهمه  دروغ  است؟

هم میهنی، با دلخوری نسبت به وضع خرا ب  تاریخمان نظر گذاشته، که هر دشمنی هر چه خواسته با ایران ما کرده.  نه عزیزان، هیچ  قدرت خارجی نتوانسته به ایران پیروز شود، همانطور که در این وبلاگ نوشته ام، و امیدوارم بتوانم ادامه دهم، آنچه از تاریخ بخورد ما داده اند، همه دروغ است، شما هم وطن ایران زمین، از  شمال قفقاز تا انتهای بلوچستان، و از کاشغر و  تاجیکستان، تا انتهای کردستان و عراق،  از هر قوم  و ملت  و زبان و با هر بینشی، ایرانی هستی اگر می خواهی  بدانی واقعیت چیست؟، از کجا آمده ای، و چه بودی و چه  هستی  و چه  خواهی  بود؟  لطفا این  وبلاگ را  سیو  کنید، و با دقت  بخوانید، و متوجه  میشوید که تاریخ  ما پر از دروغ است.  به دیگران  پیشنهاد  کنید بخوانند، و به زبان های  دیگر ایرانی  ترجمه کنید، و نظر بدهید و بپرسید، این  برای  حال و آینده  ما مهم است. یک مثال بزنم که براحتی  متوجه شوید، اگر به بچه ای  دائم سرکوفت بزنند، و بگویند تو نمی توانی، تو بی عرضه ای، تو لیا قت نداری، و مرام بچه همسایه خوبه و آقاست و تو بی مرامی، و هر چه بد است به او بگویند، او توانایی خودش را از دست می دهـد.  چون ما از یک جغرافیای  وسیع و خوب و اقوامی متحد، گر دا گرد نوروز این  سرزمین را  در طول تاریخ،   قدر تمندانه حفظ  کرده ایم، دشمنان  از  قبیل  سازمانهای مخفی  انگلستان، و یهود، و کلیسا، و غیره، برای  خورد کردن  روحیه  این  ملت، به روی کاغذ، و مذبوحانه  برایمان تاریخ  درست کردند، و عده ای  احمق این  دروغها را می گویند، چون  مثلا یک  تاریخ دان انگلیسی نوشته.  در طول  تاریخ ایران، تشکیلاتی بویژه یهودی، بدلیل گسترش در میان بازار و مردم، نسبت به جمع آوری کتابها و اشیاء عتیقه اقدام می کردند، و آنچه می خواستند، باقی گذاردند، چه بسیار از این  راه ثروتهای کلان بدست آوردند. پس لطفا دروغهای  تاریخ ما را باور ندارید، و مطالب این وبلاگ را با دقت بخوانید، و مطمئن باشید هیچ خارجی به ایران نفوذ نظامی نکرده، صدام حالو هم فکر می کرد،  قادسیه  واقعیست و تصمیم به تکرار آن گرفت، و نابود شد. ایران مسیر تکامل فکری و اجتماعی خودش را طی میکند.

ایران  سرزمین  قهرمانان 

سا ل 1916 ، سربازان  عثمانی از گروه  متحدین جنگ  اول جهانی، غرب ایران را اشغال کردند. بدلیل عدم کفایت دولت وقت، ونبود ارتش، دشمن ضمن جنگ با نیرو های محلی، کرد و ترک و فارس و غیره، وارد مرکز حکومتی غرب ایران، شهر همدان شد. در گرگ ومیش هوا، دم تاریکی، به ارک حکومتی رسیدند، و آنجا را خالی از مردان دیدند، زیرا  قاجارکها و نوکرانشان، از آنجا  فرار کرده بودند.  سپس دشمن به قسمت داخلی  و اندرون ها رفتند. چون دربهای قلعه اندرونی بسته بود، و آنها  قصد غارت داشتند، از دیوار پریدند، غا فل از اینکه  شیرزنی دلاور و قهرمان، با تفنگی از حوضچه  خالی از آب و لابلای شمشاد ها آنها را هدف قرار میدهد. فاصله این حوض تا دیوارها، حدود 50 ، متر بود. هر عثمانی که سایه سیاهش بالای دیوار ظاهر میشد، هدف تیر قرار می گرفت. پس از کشته و زخمی شدن  بیست، یا سی  نیروی عثمانی، آن دلاور ایرانی به کنار بقیه زن وبچه ها آمد، و کود کی در دست گرفته، و مثل بقیه و البته الکی  گریه و زاری می کرد. با ورود  گروهان عثمانی، دیگر جنگ یک تنه را محا ل مینمود. دشمن بدنبا ل چندین مرد تیرانداز می گشت.

    بعد از ظهر آن روز، قبل از ورود عثمانیها به حکومتی، زنان طلا و جواهر و وسایل قیمتی  خود را جدا گانه، و یا چند نفره، در جا هایی از آن  ساختمان و باغ، پنهان و چا ل کرده بودند، حتی در زیر زمینی مقدار زیادی کتاب، اسنا د وسایل دیگر قرار داده، ودرب آنرا  گل اندود کردند، تا دست دشمن نیفتند.  دشمن چون غنیمتی نیافت، و بشدت ترسیده بود، از حکومتی عقب نشینی کرد. این شیر زن دلاور، محبوبه خانم  خواهر پدر بزرگم، حاج آقا  میرزا حسین یحیا  بود.  همان شب و روز بعد زنها و بچه ها، دست  خالی هر یک  بسویی رفتند، و در مدت  کوتاهی دشمن ارگ و حومه  آنرا خراب کرد، حتی  درختان تنو مند را نیز  قطع کردند. دشمن ایران زمین، در مدت کوتاه  اشغال آن قسمت ها، تلفات  بسیار داد، در هر جایی، کوچه ای و جاده ای آنانرا  می زدند. تاریخ  دلاوریهای ایرانیان را  ارج داریم، و انقدر تاریخ دانان و تاریخ گویان، از کتابهای  دروغی اجنبی  نگویند. مثلا  می گویند  انگلستان عثمانی ها را شکست داد، و از عراق  بیرون کرد. ملتها دشمن را شکست دادند. شاید بگویند، چرا مد تها که عراق  در اشغال عثمانی بود، مردم آنرا نزدند. دوره بورژوازی سنتی و محلی، با دوره نزدیکی با  امپریالیست و استعمار فرق دارد. این ما جرا را مرحومه خدا بیامرز، محبوبه خانم  حدود سی سال پیش برایم  تعریف کرده، و این شیرزن که در آن زمان 25 سال داشت، مدتی در همان حوالی  دشمن را می زد، وسپس به تهران آمد، و در چمبره هزار رنگ  سیاست  خانه نشین شد،  مشروح در اینجا.  آیا بنظر شما، با این  قبیل  دلاوریهای مردم، اسکندر و چنگیز حقیر، قابل قبولند، حتی با اندک  فهمی  دروغشان  مشخص است. آنها که میگویند، این اشغالهای تاریخ واقعیست، خیلی کم دارند. تاریخ واقعی گنج ملت، و تاریخ دروغی  ادبیات ملت دیگر است.

              تاریخ ما بهتره دوباره و کاملا علمی نگارش شود، و از این شکل داستانی اسکندر و چنگیز و غیره خارج گردد. 

اي وطن كوروش به زير آب رفت             غـيرت مردان ايران خواب رفت

اي وطن سـيمرغ و دژبان داشتي               رستم، آن پـور نريـمان داشـتي

اي وطن  فـرّ  فريـد ونت چه شـد               خسرو و فرهاد مجنونت چه شد

اي وطن ناد، جهانگيرت كجاست              بابك و آرش، كمانگيرت كجاست

اي وطن آن گاوسر گرزت چه شد              فرخ و گـيو و فريـبرزت چه شد

اي وطن بهرام و شاپورت كجاست            اي وطن مردان مغرورت كجاست

  بهرام و شاپور در فرهنگ و دین و در همه مردمند.  بهرامها  و  شاپورها ی در انقلاب 57 تمام ملت بودند، بهرامها و شاپورهای واقعی در جنگ  تحمیلی چه  بسیار درخشیدند.  بهرامها وشاپورها امروز هم میدرخشند، بهرامها و شاپورها بیائید، در کمال آرامش و دوستی و  دمکراسی  اسکندر و چنگیز را از تاریخمان دور بیندازیم. یعنی جنگ با دروغهای تاریخ یا دشمنان واقعی ایران زمین.  نگذارید با تاریخهای دروغی دیگری، از نو سرنوشت شومی  بسازند.

 کورش بزرگ، از کودکی با تهدید به مرگ و سپس با تلاش و مبارزه و جنگ در تمام زندگی هرگز خود را پنهان نکرد، فردوسی نیز همچنین، داریوش و خشایار شاه و تمامی شاهان و بزرگان ایران از میان خون و آتش گذشتند ولی هرگز خود را پنهان نکردند. ولی افسوس امروزه بسیاری از پیروان بزرگان ایران خود را در نامهایی الکی در وبلاگهایشان پنهان کرده اند.

 این جمله از کیست؟

براستی آنکه حقیقت را نداند نادان است، و آنکه می کوشد حقیقت را پنهان کند ، جنایتکار.

 وهم  هزارستان  ایران

دشمنان دیوانه و احمق از همین دروغ آتش زدن تخت جمشید بدست اسکندر مقدونی دروغی سوء استفاده می کنند، و با تبلیغ شدید، تاریخ ایران باستان را منکر میشوند و احمق تر ها که بعضی مثلاً از تاریخ دانهای دولتی و غیر دولتی ما هستند بخاطر نداشتن شعور و فکر نمی توانند واقعیتهای تاریخ و حال را بیابند و درک کنند.  گویا سرنوشت ایران دارد به بازی گرفته میشود.  ساده دلانی از هر شاخه درخت تنومند ایران از هر قوم و بینش تحت تا ثیر عواملی اینچنین می پندارند که باستان و تاریخ و خاک پاک از آنان است.  و پلیدان در خواب خوش هزارستان می بینند.

 مهم، عزیزان هیچ کدام از این وبها و کتابها و نوشته ها و گفته ها، تاریخ نیست، تمام اینها چه خطی قدیمی و چه سایت امروزی دولتی یا غیر دولتی با منبع و بدون منبع، نظرات نویسندگان آنهاست.  که در این پهنه گسترده دمکراسی اینترنتی تبادل اندیشه تمرینی دمکراتیک است، که خود پیروزی است، پس باید هوشیار بود و به دام دشمن نیفتاد.   

 یکی از هم میهنان عزیز آذربایجانی در نظرها نوشته بود که به ما ترکها خیلی ظلم شده مخصوصاً از زمان پهلوی و توسط شو/نیزم/ فارس و همچنین نوشته بود بزودی آزاد میشویم.  عزیزان که در هر کجای ایران بزرگ از هر قوم وملت و مملکت هستید ظلم از طرف دشمن و استعمار به همه ایرانیان شده که سر منشاء آن همین دروغهای اسکندر و چنگیز است که ملتها را اغفال کرده و از هم جدا کرده اند این دروغهای تاریخ به همه ایرانیها مربوط میشود فقط برای فارس یا تهرانی نیست اگر این دروغهای تاریخی و امثال آنرا نشناسیم با ترفندها و رنگهای جدید دیگر بیش از پیش بین ما ملتهای و قومهای ایرانی جدایی می اندازند و ظلم و فساد و هر چه بد است خواهند کرد.  زرنگی های آنها مانند ایجاد تلویزیون و رادیو و غیره است که با گرفتن قیافه حق بجانب از جانب دشمن مامورند سر ما را کلاه  بگذارند. ایران بزرگ از آن همه ما می باشد و باید در جهت باز گشت دوران با شکوهش همه با هم و کاملاً علمی و منطقی و با  دانایی قرن 21  و به تمام معنی آن تلاش کنیم.

اگر دشمن را نشناسیم در هر ده کوره دنبالمان می آید و همیشه همین بساط را خواهیم داشت و تجزیه رو تجزیه و همیشه محرومیت رو محرومیت و در نهایت هزارستان ایران، و بقیه کشورهای اینقبیل. 

 انسان قرن  21   احساسات جا افتاده دارد به هم نوعش احترام می گذارد و اورا  بسیار دوست دارد به طبیعت عشق می ورزد و می داند وظیفه دارد آنرا حفظ کند ، با سواد و با شعور است براحتی می تواند خوب را از بد تشخیص دهد.  می داند زندگی او بر اساس دانش و علوم مختلف است و برای بهتر بودن، باید جغرافیایش یعنی سرزمین و سیاست و اقتصادی که در آن زندگی می کند حفظ و خوبتر نماید هم وطن و هم کیش و هم مرام را می شناسد و همینطور دشمن پلید را خوب می شناسد دشمنی که در تمام تاریخ به او دروغ گفته و همیشه می خواسته بین مردم جدایی و خصومت بیندازد تا سوء استفاده نماید.  ایرانی های عزیز که در سراسر ایران بزرگ یعنی سرزمین باستانی جاوید، که در وسعت نیم قاره و چندین کشور و ملت و قوم هستیم و از بهترین و مهربان ترین و مهمان نواز ترین انسانهای زمینیم.  این ارثیه تاریخ شکوهمند ما ست، تاریخی که با داشتن نوروز و بهترین دینها و اعیاد و آداب نیک به ما رسیده.  ایران یعنی سرزمین همه مردمان نوروز. بگو: دشمن موذی دیگر تو احمقتر از آنی  که بتوانی با دروغ و دونگ بین ملت ایران بزرگ تفرقه و جدایی بیندازی.  این پاک سرشتان با سیاست هستند، و دشمن و ترفندهایش را می شناسند و متحدانه نابودش می کنند.  

  عشق اول انسان این قرن دمکراسی است و می خواهد با تمام وجود دمکرات باشد،  انسان دانای قرن 21 دیگر سواری نمیدهد و نخواهد داد،  آینده را می بیند و میتوان مسائل را تجزیه و تحلیل کند.

 تاریخ  ادبیات  نیست

این را بارها گفته ام که تاریخ یک علم است مانند تمام علوم و نباید با ادبیات اشتباه گرفته شود.  نویسنده و شاعری چه در گذشته و یا حال داستانی از تاریخ می گویند باید بدانیم که تاریخ نیست.   توضیح بیشتر را جای دیگر نوشته ام.   ما در  جامعه شناسی تاریخی و تاریخ و سرنوشت گذشته و حال و آینده سه شخصیت اصلی داریم ـ اول مردم ایران ـ دوم ـ حکومتهای ایران ـ سوم ـ جغرافیای جهان به تمام معنی.  که هر کدام تعریفهایی دارند.  برای تحلیل اوضاع در هر زمان باید اینها را علمی دانست، نه داستانی، و به چگونگی آنها با دانش لازم اندیشید.  دشمن و استعمار و صهیونیست و کلاً تمام این شخصیتها ذکرشده و تاثیرآنها را در زمانهای مختلف در تاریخ باید به حساب آورد.  امروز از بدبختی  عناصری  دارند که آنها را مسئول آتش تهیه نفی ایران باستان جهت تجزیه ایران کرده اند.  دشمنان احمق نمی دانستند انوش راوید از میان ملت بزرگ ایران می آید و با پاتک به شیوه ای جدید و دیدی نو مچشان را می گیرد. پیش بسوی اتحاد نوروز یا اتحاد ایران باستان در سرزمین های ایران بزرگ.  باشناخت دشمن،  مرز و ملل ایرانی بی معنی است.

 هر فصل سری بزنند و کلی مطالب جدید ببینند،  با دیدی نو به تاریخ و سرنوشت در جهت اهداف بر پایی ایران بزرگ.   

عزیزانی که می گویند اعراب آمدند و گشتند و سوزاندند، بگویم این مسائل را با دیدی واقعی و جامعه شناسی تاریخی ببینید و تحلیل کنید.  در قرن حاضر ما که می دانیم با تمام امکانات امروزی نمی توانند به کرد ستان و خراسان شرقی و چچن وغیره مسلط شوند و طی چند قرن گذشته اشغالگران دشمن چگونه در این راه از بین رفتند. پس چگونه در هزارو اندی سال پیش با حداقل امکانات و با وجود اختلاف مسلکی می توانستند بکشند و نابود کنند، مگر حریفشان بادمجان بوده که سرش را ساده ببرند.  یا حریف بی سوادتر بوده که کلک به او بزنند و نابود کنند.  خواست استعمار است که با این دروغها بی پایه و اساس و بی مدرک و ترفندها  احمقانه در این قرن، بین ملل ایران بزرگ اختلاف و نفاق ایجاد کند و عده ای تاریخ دان ما هم به اشتباه به این دام افتاده اند.  ایران در مسیر تکامل اجتماعی و گذر از سازمان طبقاتی و در پی شورش و سپس انقلاب و همچنین مطابق معمول تاریخ قرون وسطی و با جنگ های داخلی تاریخ را سپری کرد. امروزه هم شکل حرکت به جلو جهت تکامل اجتماعی و با خواست توده مردم این شکل را گرفته و آیند از آن ماست. در فرصت ها دیگر این مسائل را مشروح مینویسم. 

هشدار…

هم میهنان گرامی در سراسر ایران بزرگ

امروزه استعمار قرن 21  و دشمن مردم ایران در تلاش است که تاریخ شیرین سرزمین وسیع ما را برای مطامع خودش و خواسته های استعماری قرن 21  بدزدد.  دشمنان می دانند که آینده و سرنوشت پیش روی مردم از گذشته و سرگذشتها ساخته میشود.  بنا بر این استعمار می خواهد توسط عوامل بی سواد و احمق خود،  تاریخی شوم و ملتهایی منفرد که در طول زمان دشمن یکدیگر بودند بسازد.  عزیزان در قرن 21  و با دانایی این قرن که در  اینجا  گفته ام،  ما می توانیم یکبار دیگر دشمن و استعمار را شکست دهیم و شر این پلیدان را برای همیشه از سرزمین وسیع و جاودانه ایران بکنیم،  و روحی نوین به تاریخ بدهیم.  بیائید یکدل و یکصدا آینده ای جدید که روییده از تاریخ سازنده است بسازیم.  تعداد اندکی لوده ساده ندانسته با لودگی تاریخ ما را به شوخی میگیرند.  هر چند کار اینها از روی سادگی است و تاثیری در روند باز نگری در تاریخ ندارد ولی نکوهیده است.  در کل ما نباید به هیچ عنوان به استعمار قرن 21  اجازه دخالت در تاریخ نویسی و آینده سازی بدهیم.

 انسان قرن 21

 تکنولوژیهای امروزی  بسرعت ما را در خودش جذب کرده،  در واقع می بایست،  ما ایرانیان تکنولوژی را در خودمان جذب می کردیم،  که برعکس شده.  این مشکل از عدم آگاهی سازمانهای مربوطه در جهت عبور از قرن گذشته و ورود به قرن جدید می باشد.   مثلاً:  انسان قرن 21  سئوالهای زیادی دارد،  نه جوابهای بسیار.  اگر از پدر بزرگ و یا مادر بزرگ و یا پدر و مادر سئوالی بکنید هنوز سئوال تمام نشده شروع به جواب دادنهای زیاد و با تفسیر می کنند،  اما امروزه ما نمی توانیم جوابی بدهیم بلکه سئوالها را با سئوالهای بیشتری پاسخ میدهیم و جواب را موکول به گردونه یاد گیری می کنیم که در مقاله قرن سنت گریزی  اینجا  گفته ام.  یک سری از سئوالهای انسان قرن 21   اینست که:   سرگذشت تاریخی ما چه بوده؟  و چه کسی می داند؟  و چه کسی و چه گفته اند؟   و آیا این کتابهای خطی که می گویند کدام یک واقعی است؟ و ده ها و صدها سئوال از این دست.  برای این سئوالها باید نظریه ارائه شود و  نظریه ها را باید طبقه بندی کنیم،  آنهایی که خوب نیستند،  و بیهوده گویی اند و یا جزئی هستند ویا چیزی نمی گویند،  و آنهایی که تشخیص میدهیم درست هستند.  اینها را باید در گردونه یادگیری و به آزمون و تامل گذارد،  در این راه سازمانهای آموزشی و ملی که جای آنها خالیست وظیفه اصلی را دارند.  من در این وب سعی میکنم چیزهایی را که برای قرن 21  مهم است یاد آور شوم و یا کاری بکنم،  و همچنین به کمک هم میهنان عزیزم جای خالی آن سازمانها را پر کنیم.   منجمله راه یافتن حقایق تاریخی و نفوذ استعمار در تاریخ ایران،  همیشه استعمار برای پیشبرد اهدافش از اشخاص احمق و یا خائن استفاده کرده،  امروزه این دشمنان تاریخ ایران عزیز در اینترنت از شکلکها و نامهای الکی وبی نشان استفاده می کنند،  و سعی در به انحراف کشاندن وطن دوستان دارند،  در گذشته این امکان بود که اشتباهی از جانب میهن پرستان صورت بگیرد و به دام این حقه بازی ها بیافتند.  ولی امروزه انوش راوید مچشونو باز میکنه و آگاهی لازم رو به مردم ایران عزیز میرساند.  افرادی که در وبلاگها ،  به ادیان، رهبران، ملیتها و قومها و یا سایر مرامها،  در ایران بزرگ،  به اشکال مختلف توهین می کنند و یا نفاق می پراکنند،  و یا جو سازی دد منشانه می نمایند،   از دید من اقدام آنها کاملاً عمدی است،  و بنوعی فرستاده استعمار هستند.  امید است در سال جدید با  طرحی نو:  اندیشه ای سنت گریز  و  گفتاری نو پرور  و  کرداری مدرن ساز،  عقب ماندگی از قرن 21  را جبران نماییم.  چگونه؟  شما برای انسان قرن 21  چه چیز را در اولویت می دانید؟

   تمدنها و فرهنگ های ایرانی

     با نگاهی به نقشه جغرافیای طبیعی ایران بزرگ سه جلگه بین النهرین، ماورالنهر، سند و پنجاب را می بینیم،  تمدن های اولیه بشر در این سه جلگه شکل گرفت.  رودهای پر آب در این جلگه ها جریان دارد،  تمدنهای اولیه شهر نشینی نو پدید بشر در کنار این رودها تشکیل شد.  در میان این سه جلگه فلات بزرگ ایران قرار دارد،  که رودهای کم آب در جریان تند کوهستانی و بیابان های وسیع بدون رود دارد.  کوهستان های فلات ایران مناسب ترین موقعیت برای پناه طایفه های سنگی بود که در  تاریخ نیک  توضیح داده ام.  ساکنان فلات ایران توانایی های خود را به سه جلگه بزرگ و پر آب اطراف منتقل کردند و سه هزار قبل از میلاد سومر در بین النهرین و هارا پا در سند و پنجاب و تمدن هایی در ماورالنهر را بوجود آوردند.

     تمدن های جلگه های پر آب ایران بزرگ  بدلیل آب فراوان کشاورزی پایداری را موجب شدند،  که این خود سهمی در ایجاد اولین دولت ها و حکومتها را ایجاد کرد.  آب فراوان وابستگی شهرها را بیکدیگر کم کرد،  شهر های بوجود آمده نیاز به شهر بالا دستی نداشتند،  و به جنگ و ستیز با هم پرداختند که اثرات آن فرهنگ تا امروز هم پیدا است.  این کشاورزی و تولید و جنگ همیشه نیازمند تکامل و کمک از خارج بودند،  تجارت با مناطق دور دست ثمره آن بود.  رودخانه های پر آب بی پایان و خاک حاصلخیز جلگه ای فرهنگی را بنا کرد، که مسئله قناعت و صرفه جویی را نداشت.

    تمدن قنات و بیابان های ایران بزرگ  بدلیل کمبود آب و حاصلخیز نبودن و یا خاک کم بهره،  باعث پیدایش فرهنگ صرفه جویی و قناعت گردید،  که مهمترین خصلت آن فرهنگ  روز مبادا  است،  که این مهمترین و منحصر به فرهنگ مردم خوب ایران است.  طولانی بودن قنات و زحمت نگهداری آن،  و نوع کشت و زرع،  روستاها را بیکدیگر وابسته کرد که در نهایت وابستگی شهرها را هم در پی داشت.  این مانع از جنگ و ستیز در تمدن قنات بود و در نتیجه روحیه جشن و شادی را به همراه آورد.  چهار فصل که در این بخشها کامل بود،  تأثیر بسزایی در فرهنگ داشت.

   تمدن کوهستانی و ارتفاعات ایران بزرگ  این تمدن بدلیل دوری و کوهستانی و سختی راه ها،  نمای دیگری از تمدن و فرهنگ را شکل داد،  حفظ فرصتها،  شکار،  تحمل سختی و زندگی در هر شرایطی،  از این خوی در تاریخ و امروز در جنگها و کارهای مشکل بهره می برند.  کم جمعیت بودن روستاها و عدم وابستگی به شهر و دوری ها،  پادمان فکری برای حکومت شکل نگرفت.  طرح پذیرش اقوام دیگر در کوهستان مشکل بود،  بدین جهت در طول تاریخ مردم کوهستان های ایران ثابت تر بودند.

  تمدن ایلات و عشایر در ایران بزرگ  بعلت وسعت خاک و تنوع آب و هوایی تمدن مهم ایلات و عشایر کوچ نشین از ابتدای تاریخ در ایران شکل منحصر بفرد گرفت که کاملاً با ایلات دیگر نقاط جهان متفاوت است.  در این تمدن فرهنگ شکوفایی ظاهر شد که در اثر گذاری همانند فرهنگ های دیگر ایران بزرگ بود،  در این فرهنگ رنگ آمیزی و تنوع طلبی و آزادگی و عدم وابستگی به جایی و سرعت کاملاً مشهود است.  امروز یادگارهای زیادی از این فرهنگ در خانه های ایرانیان دیده می شود،  ولی از ابتدای قرن 20  این تمدن در ظاهر خود کمرنگ شده ولی در باطن مردم ایران همچنان قوی است. 

 تمدنهای ایران بزرگ در ارتباط همیشگی  با یکدیگر بودند و حاصل چندین نگرش در تمام موضوعات را براحتی تبادل می کردند،  فرهنگها و صنعتها و دانشها تبادل می شدند و در نهایت زندگی آنها بخوبی جریان داشت.  دو جاده معرف ابریشم و ادویه همیشه از کاروانها پر بود،  مهمترین شهر تلاقی این دو جاده ری بود که محل ناراضی ها و ایجاد فلسفه های جدید می گردید.  بدین ترتیب چند تمدن و فرهنگ جهان در یک جغرافیا بنام ایران بزرگ جمع گردید و در نهایت تمدن ایرانی را بوجود آوردند.

  نگهداری علمی زبان های ایرانی  

      در جغرافیای فعلی ایران حدود 4000 و در کل ایران بزرگ 20000  زبان یا لهجه شناخته شده است،  از ابتدای قرن 20 با پیدایش مدارس سراسری، کتاب و دفتر، رادیو و تلویزیون بسیاری از آنها بین رفته اند و همچنان بسیاری دیگر در حال فراموشی هستند.  می بایست با تلاش جوانان با ذوق ایرانی علم جدیدی برای حفظ و بقاء این زبانها شکل گیرد،  و نسبت به طبقه بندی و دیگر موضوعات مربوطه اقدام شود.  در آینده با پیدایش کتیبه ها و نوشته ها،  در صورت عدم این زبانها و نبود افراد دانا و آگاه با مشکل خواندن و ترجمه روبرو می شویم.  در قرن های 19 و 20 هر یک از خارجی هایی که در خواندن و ترجمه نوشته های ایرانی کار می کردند،  با ترکیب زبان و لهجه خود نسبت به ترجمه آنها اقدام می کردند.   بسیاری از کتیبه های به جای مانده در هر محل و زمان با یکدیگر تفاوت نوشتاری دارند،  مثلاً به ایلامی و مادی و هخامنشی و غیره تقسیم کرده اند،  در آنها خشیارشا و داریوش و کوروش و حتی نام خودم انوش را می توان با تفاوت هایی تلفظ کرد.  این خود بحث علمی و مهمی است که تخصص ویژه ای می خواهد،  امیدوارم جوانان با هوش وطن پرست نسبت به پیگیری این مهم حرکت های خوب و عملی و علمی انجام دهند.  این وبلاگ همانگونه که از کارش پیداست به موضوع مهم دیگری در تاریخ ایران مشغول می باشد،  و اسامی را بصورت کلی و مطابق آنچه که در اکثراً کتابهای تاریخی ذکر شده است بکار می برد تا برنامه اصلی خود را پیش ببرد.

     اگر هم اکنون به روستا های مختلف ایران بروید در میان افراد مسن مدرسه نرفته زبانهای مختلف خواهید دید که ریشه همه آنها فارسی است و گاه،  ده به ده تفاوت های آشکاری دارند و همچنین می بینید در استانهای مختلف مشترکات زبانی جالبی هم وجود دارد.  از نظر من هر لهجه و یا گویش خود زبانی است،  این دانش بشری است که زبانی را اصلی و ریشه ای می گوید و بسیاری را زیر مجموعه و یا لهجه ها و گویش های آن می شمارد.  در دوران قبایل بدوی و سنگ اولیه،  حدود 20 هزار سال پیش و قبل از آن،  انسانها در دو قاره آسیا و اروپا برای غذا بدنبال گاو ها و ماموت ها از شرق تا غرب را می پیمودند،  برای آنان زبانی پیدا شد که به آن هند و اروپایی می گویند.  وقتی در زبان فارسی بیش از هزار لغت مشترک آشکار و هزاران هم مانند با انگلیس و دیگر زبانهای اروپایی و هندی وجود دارد این مسئله آشکار تر می شود،  به تاریخ نیک مراجعه شود.  آنچه که برای انقلاب دانایی قرن 21 مهم است،  می باید هر شخصی در حرفه و تخصص خود کار و تحقیق کند و هر چه زمان می گذرد این تخصص ها ویژه تر می شوند،  در گذشته ها این موضوع مطرح نبود و مثلاً هزار سال پیش یک نفر می توانست،  پزشک و منجم و ریاضی دان باشد،  ولی امروز و هر روز وضع حرفه ای تر می شود،  در تاریخ و فرهنگ یادگیری نوشته ام.   عدم آگاهی در این تخصصی ها باعث شده بسیاری که در دانش این وبلاگ نیستند نظراتی می دهند و یا سئولاتی می کنند که به بخش های دیگر مربوط می شود، و حتی به رشته خودشان هم مربوط نمی شود.  بارها نوشته ام این قرن سرعت در علم و عمل را می طلبد نه پراکندگی در دانش و کار،  عزیزان می توانند با مطالعه قرن سنت گریزی و مطالب دیگر وبلاگ های انوش راوید راه ورود به موج نو را بیابند. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلیک کنید:  ایران بزرگ و ایرانی ها

کلیک کنید:  تاریخ ورود استعمار به ایران

انوش راوید،    Anoush Raavid

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 11:6  توسط انوش راوید  |