مجموعه نظرها و مقاله های انوش راوید درباره تاریخ و جغرافیا

دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ

   پیش گفتار

      این صفحه نمونه انبوهی از کتاب و نوشته است،  که بنام تاریخ به خورد ملت داده اند،  بسیاری بدون اینکه،  تحلیل و تعلیل،  بررسی و نقد،  در باره آنها داشته باشند،  در کتابها و وب هایشان از آنها بعنوان تاریخ واقعی می نویسند.  نقد و رسیدگی به تمام آنها کار یک نفر نیست،  قرنها و بویژه در دوران استعمار با کمک عوامل صهیونیسم،  از این دست زیاد نوشته شده،  بسیاری در ادامه تاریخ معرکه گیری و رجز خوانی های تاریخ لشکر و جنگ بوده اند.  بعضی از عزیزان شاید بگویند،  که چرا کم و فقط تعدادی از آنها را نوشته ای،  همانگونه که گفتم اینها نمونه هستند،  برای اینکه جوانان با هوش ایرانی بدانند،  که هر کتاب را بعنوان تاریخ و سند نپذیرند،  و دنبال واقعیت های تاریخی برابر با قوانین و فورمول های تاریخ اجتماعی باشند.

      البته بررسی این قبیل کتابها کار ساده ایست،  کافی است آنها را باز کنید،  و از ابتدا ببینید:

  نویسنده آن که بوده؟  تاریخ واقعی نوشته چیست؟  کتاب اصلی کجاست؟  اسناد و مدارک، پیوست و منابع آن چگونه است؟  چه کسی آنرا دوباره تجدید چاپ کرده و به چه منظوری؟  و صدها و هزاران پرسش دیگر در این باره وجود دارد،  که باید با دقت از کتاب بپرسید،  و بدنبال پاسخ آن باشید.  تقریباً  تمام اینقبیبل کتابها،  هیچ نوشته ای که با علوم برابر باشد ارائه نمی دهند،  و فقط مقداری پرت و پلا هستند،  که اکثراً می خواهند ایرانی را،  با بزرگنمایی داستانی به واقعیت کوچک نشان دهند.  کافی است چند صفحه از آنها را بخوانید،  تا متوجه شوید که همه آنها پرت و پلای بدون مدرک می باشند.  هوشیار باشید و اغفال ترفندها نشوید،  کتاب تاریخ دروغی ادبیات دشمن است.

ادامه دارد و بازنویسی می شود.

   عکس تاریخی یک کتابدار پارسی،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ کتاب و کتابداری در ایران،  عکس شماره 545.

  توجه:  بارها و بارها در بالای وبلاگ در میان مطالب و پرسش و پاسخ ها و غیره نوشته ام،  که این وبلاگ نظرات شخصی من است،  نه خود علم.  بارها نوشته ام،  که تاریخ علمی را باید فرهنگستان تاریخ بنویسد و تأیید موقت کند.  دیده ام عزیزانی می گویند چرا و چرا؟  عزیزان،  جوانان باهوش ایران،  همانگونه که می دانید،  علم از برخورد اندیشه ها و نظرات علمی و تحلیلی حاصل می شود،  نه با همسویی در دانش منحصری خود.  سیستم آموزشی سنتی قرن گذشته،  که هم اکنون هم ادامه دارد،  یاد داده که علم همان است،  که آنها می گویند،  و یاد داده در یک دانش دگم باشیم،  من در این وبلاگ بارها نوشته ام،  که این سیستم فسیل شده آموزشی و درکی را نمی پذیرم،  و کاملاً رد می کنم.

    توجه دیگر:  بارها نوشته ام،  کلیه کتابها،  حتی آنهایی که مملو از دروغ و دونگ است،  بازهم نکاتی قابل بررسی در تاریخ و تاریخ اجتماعی دارد.  بارها نوشته ام،  که کلیه نوشته ها و کتاب های قبل از قرن 21 یا حتی قبل از دیدگاه جدید علمی ما،  خام هستند و باید آنها را به تحقیق و تحلیل گرفت،  و صرفاً نمی توان برای کلیه بررسی های قدیم و جدید در تمام علوم،  به یک منبع و یک دید و دانش متکی بود.

   کتاب تاریخ جهانگشا

      تالیف عطا ملک جوینی؟  که هیچ تعریفی از او در دست نیست،  ولی مطالب آن در مورد ده سال آخر عمر چنگیز و جانشینان او تا سال 1256  می باشد،  که می گویند،  توسط یکی از کارمندان عالی رتبه ایرانی دستگاه ایلخانان نوشته شده است.  جهانگشای جوینی را بویل    J.A.Boylleدر منچستر به سال 1958 در دو جلد ترجمه و منتشر کرده است.  اصل آن کتاب معلوم نیست،  و کسی نمی داند بروی چه کاغذی و با چه مرکبی و چگونه نوشته شده است،  فقط عده ای مطالب آنرا از روی نمونه هایی که شباحتی در نگارش و متن ندارند تکرار کرده اند.  جالب است که کسی از آن جماعت طوطی!  درباره آن تحلیل نکرده و نپرسیده چگونه و چرا،  و آیا واقعیت است.  تاریخ جهانگشا هیچ اشاره دقیق از اینهمه اتفاقات و رویداد و جنگ های مهم نمی کند،  و فقط سرسری و بی محتوا می گوید و می نویسد.  ولی ما باید بگوییم و بپرسیم چگونه و چرا؟  تحلیل علمی،  و تحلیل و تحلیل،  داشته باشیم.

    نمونه مطالب این کتاب:

      دروغ نامه تاریخ جهانگشا:  خوارزمشاه این صوابدید را نپذیرفته،  آهنگ مازندران کرد.  اما وقتی مغول ها در ری شنیدند که وی به جانب همدان رفته و چه قصدی دارد،  پس از کشتار و غارت آنجا،  شتابان روی به عراق آوردند،  و هر جا رسیدند ویران کردند و خرد و بزرگ را از دم تیغ گذراندند.  سبتای بهادر به سوی قزوین و جبه نویان به سوی همدان آمدند.

      انوش:  تمام مطالب این کتاب مانند مثال بالا پوچ و فاقد اعتبار علمی و تاریخی است،  و فقط استعمار گران دشمن ملت ایران،  چون بویل Boylle می گویند:  که این پرت و پلاها تاریخ است.  امروزه بسیاری از آن جیره خواران استعمار خود به این همه مطالب بی اساس اعتراف دارند،  در قسمت های دیگر وبلاگ در این باره گفته و توضیح داده ام،  و در ادامه باز هم خواهم گفت.  علاقه مندان به تاریخ و سرگذشت ایران،  و یا جهت باز نویسی تاریخ و یافتن آهنگ رشد و حرکت تمدن ایران برای آینده نگری،  لطفاً مطالب وبلاگ انوش راوید را با دقت بخوانند و پیگیری نمایند.

    تاریخ طبری

      تاریخ طبری منبعی سرشار از کذب و دروغ است،  ظاهرآ کتابی در تاریخی عمومی است، (از آغاز آفرینش تا 302)،  به زبان عربی و تألیف ابوجعفر محمدبن جریر طبری است.  نام اصلی کتاب تاریخ الامم و الرسل و الملوک است،  اما به تاریخ طبری مشهور شده است.  این کتاب به سبب تفصیل،  قدمت و روش خاص مؤلف،  اثری منحصر به فرد است.  تاریخ دقیق آغاز تألیف آن معلوم نیست،  ولی مسلّم است که طبری پس از نوشتن جامع البیان فی تفسیر القرآن،  به تألیف آن پرداخته است.  وی تفسیر خود را از 283 تا 290 بر شاگردانش املا می کرده،  و سپس اجازه روایت تاریخ خود را تا حوادث 294،  یعنی تا پیش از روی کار آمدن مقتدر (295ـ320)،  به شاگردانش داده است،  به نوشتة یاقوت حموی متوفی در قرن هفتم،  تألیف تاریخ طبری در 303 به پایان رسیده است.  

      تاریخ طبری مانند بسیاری از منابع تاریخی،  دروغها و کار های نشدنی بسیاری دارد،  و بعنوان کتاب تاریخ و منبع تاریخی نمی توان از آن استفاده کرد.  تحقیقات انجام گرفته روی تاریخ طبری نشان می دهد،  که تنها به شرح روایات نقل قول شده پرداخته،  و بدین ترتیب فقط امانت داری نویسنده تایید می شود.  روایات تاریخ طبری تفاوت مهمی با بسیاری از آثار هم نوع خودش دارد،  و این نشان میدهد که طبری امانت داری در نقل روایت ها را نگاه داشته است،  و اساسا به این نمی پردازد روایاتی که صد ها سال با او فاصله دارند،  تا چه حد به واقعیت نزدیکند و این امانت داری طبری در نقل روایات و احادیث بمعنای صحت مطالب تاریخی نمی باشد.
      تاریخ طبری از دو بخش تاریخ جهان و تاریخ اسلام تشکیل می شود،  قسمت اعظم این اثر،  یعنی بخش تاریخ اسلام آن،  به ترتیبِ سالشمار هجری و منحصر به رویداد های سیاسی و شرح جنگ هاست.  بخش تاریخ جهان ترتیب سالشمار ندارد،  و ترتیب آن موضوعی است.   طبری گفته،  که هدفش در این کتاب ذکر تاریخ شاهان،  و تاریخ پیامبران است،  وقوع  و زمان را به شب و روز تعیین کنند،  و درست به همین سبب،  کتابش را با بحث در بارة زمان و ماهیت و مقدار آن از ابتدای خلق آدم آغاز نموده،  و در این خصوص بعد از نقل گزارش های مفصّل از راویان اخبار،  به عقاید ادیان و امت های گوناگون و آرای زردشتیان استناد کرده است.  طبری مسلماً اولین کسی نبوده که وقایع نگاری را بر اساس سالشمار تنظیم کرده،  اما می توان گفت که این روش را به کمال رسانده است.

      طبری نوشته هائی بجای گذارده،  که مملو از داده های غیر عقلانی است،  و نمی توان بسادگی آنها را باور کرد.  بعنوان مثال صحبت از قلعه ای یا شهری می کند،  که همیشه صد هزار سرباز بر دیوار های آن در حال نگهبانی بوده،  اما این قلعه بوسیله چند هزار سپاهی عرب فتح میشود.  او با سادگی خودش فکر می کرد و می پنداشت،  و هرگز هیچ تحلیل بکار نمی برد،  و شاید هم مزدور کسی بود،  و یا اصلاً شخص طبری واقعیت ندارد.  در هر صورت انسان قرن  21  تحلیل دارد،  شعور و فهم  و اینترنت دارد،  و هرگز مهملات را باور نمی کند،  و انوش راوید هم مچ دروغگو ها را می گیرد و آنها را افشا می کند.  

   به روایت زیر دقت کنید:

   دروغ نامه:  معاویه قیساریه را چندان در محاصره داشت . . . ..  معاویه آن را به قهر بگشود،  و در آن هفتصد هزار سپاهی مزدور،  سی هزار سامری و دویست هزار یهودی بیافت.   سیصد بازار در آنجا بدید،  که همه برپای بودند و هر شب یکصد هزار تن بر باروی شهر نگهبانی میکردند.

   انوش:  نادرست بودن چنین روایت  تاریخی آشکارتر از آن است،  که نیاز به توضیح باشد،  اما فرض کنیم که برای اینکه صد هزار نگهبان بر دیوار های شهری مثلا با فاصله ای 5 متری از یکدیگر بخواهند نگهبانی بدهند،  بنا بر این آن شهر پانصد کیلومتر دیوار دارد!،  چقدر این تاریخ نگاری احمقانه است،  و اگر  قبول کنیم که هفتصد هزار سپاهی مزدور را در خود جای داده بود،  این تعداد سپاهی بعلاوه افراد خانواده و دویست هزار یهودی و سی هزار سامری باید شهری چند میلیون نفری بوده باشد،  که تنها هفده هزار سپاهی عرب آنرا تسخیر میکنند!؟  برای چنین تعدادی از ساکنان شهر چه مقدار زمین زراعتی و یا گله های گاو و گوسفند لازم است؟  روی این زمین ها چه تعداد زارع و چوپان باید مدام کار میکردند؟  این مجموع نگهبانان، زارعین و چوپانان با زنها و بچه ها روی هم به چه تعدادی میرسیده اند؟

      واضح است که چنین قلعه ای با امکانات امروزی نیز خودش بتنهائی یک کشور میشود،  از این نمونه ها بسیار است و نشان میدهد،  که ارقام ارائه شده در این مثلاً منابع تاریخی به هیچوجه قابل اعتماد نیستند.  عجیب تر اینکه این قلعه با هفتصد هزار سپاهی و صد هزار نگهبان دائمی بمدت هفت ماه در محاصره یک سپاه هفده هزار نفری از پای در می آید!؟  وقتی انوش راوید می گوید،  دروغگو ها در تاریخ ما جولان می دهند بی دلیل نیست،  انسان قرن  21 هر چه را می خواند تحلیل می کند،  و می داند کسی که دروغ می گوید دروغگوست.
      قسمت اعظم تاریخ طبری مجموعه ای از روایات گوناگون از راویان مختلف است،  که به شکلِ معمولِ روایتِ خبر،  نقل شده است،  بدین صورت که ابتدا سلسلة راویان و سپس خبر گزارش می شود.  بنابر این تاریخ طبری صرفاً نقلی است،  و مؤلف دخل و تصرفی در منابع خود نکرده و مطالب را بدون در نظر گرفتن صحت و سقم آنها ضبط نموده است.  وی روایات متعدد و متنوع راجع به هر واقعه را آورده،  و مطالب غیر واقعی و افسانه های حماسی و دینی با اشتباه های مهم در کتابش بسیار دیده می شود.  ازینرو باید محتوای هر روایت بررسی و با روایات دیگر مقایسه شود،  و مختصات و مسائل آن معلوم گردد.  

      آنچه بنام تاریخ بجای مانده ملغمه ای از روایت هائی است،  که مملو از رجز خوانی و توجیهی جز تقدیر الهی در ذهن مؤلف نمی توانسته داشته باشد.  در واقعی بودن این روایتها باید تردید کرد،  و با بررسی های علمی و انتقادی،  تاریخ واقعی را از درونش استخراج کرد،  کاری که هنوز توجه کسی را جلب نکرده است،  ولی انوش راوید اینکار را می کند.  اگر ما تعداد کسانی را که به روایت تاریخ طبری یا تاریخ های مشابه از ابتدای شروع دروغ تجاوزات اعراب،  تا زمانی که تمام ایران بدست اعراب سقوط کرد را جمع بزنیم،  به شماره های نجومی خواهد رسید،  که با توجه به میزان جمعیت در آن زمان نامعقول به نظر میرسند.

       در داستانی که به جای تاریخ به خورد سادگان داده اند آمده:

    دروغ نامه:  قبل از جنگ قادسیه چند برخورد دیگر نیز پیش آمده بود،  که تنها در یکی از آنها بنام جنگ بویب بین سپاهیان مهران سردار ایرانی و مثنی بن حارثه سردار عرب،  نبردی در میگیرد.   گفته شده است،  کسانی که آنرا دیده اند تخمین میزدند که استخوان یکصد هزار کس کشته شده بوده است.

   انوش:  این قبیل اعداد ارائه شده واقعی نیستند،  که هیچ بلکه احمقانه است،  در رابطه با هرقل و سپاهیان روم نیز در جنگ های شام همینگونه است،  و هر چند ماهی هرقل صد،  دویست یا سیصد هزار سپاهی را در جنگ با چند هزار سپاهی عرب از دست میدهد.  در موارد زیادی ارقام نجومی نیز بسیار دیده میشود،  اعدادی مانند،  هزار هزار هزار  (میلیارد)  و یا اعداد بزرگتری که همگی اغراق آمیزند،  خصوصا که این روایت ها از جانب اعراب داده شده اند،  و اعراب بنا به آنچه آمده بیشتر از عدد هزار،  آنهم به شکل  ده تا صد تا،  را نميتوانستند بشمارند،  و در میانشان بندرت کسی قادر به خواندن و نوشتن بوده است.

      شیوه گزارش و شکل روایات در تاریخ طبری یکسان نیست،  سبب آن میزان اهمیت و کثرت حوادث،  محتوای روایات و تأثیر زمان بر آنها بوده است.  طبری هیچ تردیدی در اینکه گاو میتواند بخواست خدا حرف بزند ندارد،  نوشته:

   دروغ نامه:  سعد در اثنای این اقامت،  عاصم بن عمرو را سوی اسفل فرات فرستاد،  و او تا میشان برفت به جستجوی گوسفند و گاو بود،  اما بدست نیاورد....  پیش رفت تا بر کنار بیشه ای مردی را بگرفت،  و از او پرسش کرد و جای گوسفند و گاو می جست،  و آن کس قسم خورد و گفت نمیدانم.  اما او چوپان چهار پایان در آن بیشه بود،  و گاوی بانگ برآورد که بخدا دروغ میگوید اینک ماییم....  بله ما این را شنیدیم و دیدیم و گاوان را براندیم،  حجاج گفت دروغ میگوئید،  گفتند اگر تو آنجا بوده ای و ما نبوده ایم چنین باشد،  گفت راست میگویید،....  

   انوش:  دشمنان تاریخی ایران بزرگ این قبیل پرت و پلاها را منابع تاریخ می دانند،  و می گویند:  انوش راوید تو منابعت کدام است،  دشمنان ایران می گویند که ما این منابع مهم احمقانه را داریم!.   عزیزان،   شما انسان قرن 21 هستید،  هر آنچه را که می خوانید تحلیل نمایید،  و به گردونه چرخ یاد گیری بسپارید،  ببینید آیا واقعیست یا از اساس دروغ است.  ما ایرانیان از گذشته های دور دشمنان بسیار داشتیم،  که با ترفند ها و رجز خوانی ها سعی در کوچک شمردن و نا بود کردن ما داشتند،  هوشیار باشید و با تمام وجود از ایران و ایرانی در مقابل این دروغها و دشمنان دفاع نمایید،  و بازی با تاریخ توسط  استعمار را آشکار کنید.

ادامه دارد و بازنویسی می شود.

کلیک کنید:  مشروح داستان تاریخ طبری

   پرسش:  مطالب شما در خصوص دروغ‌هاي تاريخ طبري را ملاحظه كردم.  آيا تحقيق جامع درباره‌ صحت و سقم تاريخ طبري سراغ داريد كه معرفي نماييد؟

   پاسخ:  خیر،  بصورت کلی نمی دانم،  تا این تاریخ در جستجو های اینترنتی هم،  تحقیق جامع در باره کتاب های دروغی منجمله تاریخ طبری ندیدم.  درک و دانستن این گونه دروغها تازگی دارد،  قبل از اینترنت اگر کسی حرفی داشت نمی توانست خوب بگوید،  مخصوصاً  که استعمار و امپریالیسم سابق هم دور دروغ های تاریخ،  خط قرمز داشتند.  اما امروزه از آغاز قرن 21 و با پیدایش امپریالیسم نو،  دروغ های تاریخ برایشان کم اهمیت شده،  و خط قرمز هم کم رنگ گردیده است،  که اینک ما می توانیم براحتی در باره آنها بنویسیم و بگوییم.  می دانم در آینده گرایش دروغ های تاریخ همه گیر حرفه ای می شود،  و تحقیقها و تحلیل های گسترده ای انجام خواهد شد.  در ضمن بگویم،  با خواندن کتاب به راحتی می توانید دروغ بودن هر جمله را متوجه شوید،  و نیازی به تحقیق و تحلیل جامع نیست.

   عکس تاریخی عطار پارسی هنگام مطالعه کتاب خطی،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ پزشک و پزشکی در ایران،  عکس شماره 599.

کلیک کنید:  مقالات انوش راوید

کلیک کنید:  پرسش و پاسخ های وبلاگ

کلیک کنید:  نقشه های شوم سرنوشت سازی

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ و حمله های عرب، مغول، تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

http://ravid.ir    و   http://arq.ir