تبليغاتX
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران - تاریخ ورود استعمار به ایران
مجموعه مقالات و نظرات شخصی در باره دروغهای تاریخ
   پیش گفتار

      این مقاله برای این می باشد که واقعیتها را واژگون ببینیم و بدانیم آنچه که در تاریخ گفته اند چیز های تحریف شده ای است، به مرور این مقاله گسترش می یابد.

  استثمار ـ  استعمار ـ  امپریالیست

     هزاران قطعه کوچک و بزرگ در کارند تا اتوموبیل حرکت کند و اگر یک پیچ کوچک هم نباشد اتوموبیل راه نمی افتد یا باز می ایستد.  این قطعات در استعمار،  بلوکهای خاص،  انجمنهای سری دینی،  کلوپهای مختلف و  عوامل ریز و درشت  در هر جای جهان می باشند که یکی از آهن است و دیگری آلیاژی از مس و سرب و غیره.  ماشین استعمار همانند خودرو می مانند که تمام ارکان و اجزا آن در کارند تا چرخ کثیف آسیاب خون را بگردانند.  در قرن 20 استعمار قدیمی توانایی خود را از دست داد و در ادامه تکامل به امپریالیسم ختم بلا شد.  در قرن 21 امپریالیست قرن گذشته هم نمی توانست پاسخ برای جلوگیری از رشد فکری و توانایی جوانان کشور های در حال توسعه،  مانند:  چین، هند، کره، پاکستان، ترکیه، ایران، و غیره و غیره باشد،  بنا بر این به نرم افزاری تبدیل شد که تصور و تحلیل آن برای قرن قبلی ها مشکل است،  این شکل جدید که از تکامل استثمار، استعمار و امپریالیست است فعلاً امپریالیسم نو می گویند.

     کاسب کاری نو پدید در قرن 12 و 13 میلادی در اروپا را جعلی اومانیست نامیدند و همان ها احمقانه با بوق بوق آغاز تمدن نو در تاریکی قرون وسطی را سر دادند،  و این بورژوازی اولیه که پایه استعمار را بوجود آورد تقلبی رونسانس گفتند.  تا امروز برای هر مرحله از تکامل،  تاریخ پلید،  نامی و داستانی گفتند که به اندازه لازم این وبلاگ در پیش گفتار نبرد دروغی چالدران در  اینجا  توضیح داده ام.  دنبال امپریالیست در نیمه دوم قرن 20 سرمایه داری فرا ملی بود که سرمایه داری بورژوازی را در کشورهای توسعه یافته بوجود آورد و آرایشی جدید به این سرزمینها داد که خود زمینه تکامل در امپریالیست گردید.  مژده برای ورود امپریالیست نو فرو ریزی شوروی و دیوار برلین بود،  و بانگ آن،  فرو ریزی مرکز تجارت جهانی گردید.  نرم افزاری که برنامه های امپریالیست نو را اجرا می کند در دستان دولتی و حکومتی یا کارخانه ای و بانکی نیست،  شناخت این نرم افزار کار پیچیده ای است که اول باید آن را بعنوان یک برنامه که تحلیل در سابقه و کار کرد دارد حساب کرد.  این نرم افزار نیازمند سخت افزاری است که اجرای برنامه کند،  این سخت افزار تنها در ظاهر امپریالیست های سابق و آمریکا و اسرائیل و غیره و سران آنها نیست،  بلکه در تارو پود سرمایه داری فرا ملی و در بورسها و فرزند ناشناخته آنها سرمایه داری بی هویت قرار دارد. بحث وبلاگهای انوش راوید تحلیل بوجود آمدن دروغهای تاریخ است بنا بر این مقدار نیاز این مطالب را می نگارم.

  تاریخ ورود استعمار به ایران

     اولین بورژوازی اروپا از ابتدای قرن 13 در ونیز بوجود آمد،  و کار و تجارت نو،  پدید گشت،  نخستین هدف غیر اروپایی آن پدیده آسیا بود.  با پیدایش توپ و همراهی این نو بورژوازی،  فئودالها با وزن سنگین دو هزار ساله خود که زیر پوشش دین بودند،  محکوم به سقوط شدند.  آخرین سنگر آنها دولت بیزانس بود که به نوعی فئودال ها را زیر نفوذ داشت.  این پدید جدید رشد تمدن بشری برای بقای طبیعی خود،  نیازمند تولید منطقی بود که ما آنرا اومانیست می دانیم.  ولی موج حرکت مردم برای تمدنی دگر تمام اروپا را گرفت،  که در پس چهره آن رنسانس بود.  این فشار ها که سیاسی و اقتصادی بود،  موجب شد بیزانس راحت فرو ریزد.  رقیب بیزانس یعنی واتیکان که به حرکت مردم نزدیکی جغرافیای داشت،  به نوعی برای سقوط بیزانس کمک کرد.  بورژوازی در تجارت با آسیای قبیله ای،  توپ و تفنگ را در مقابل طلا و جواهر،  خدا می داند چه اشیای ارزش مند تاریخی توسط آنها نا بود شد،  چون در ابتدا نمی دانستند که طلا ها چقدر عتیقه و قیمتی است،  آنها را ذوب می کردند.  با همین اسلحه ها و هم چنین نفوذ خواسته جدید مردم به بیزانس و تنفر از حکومت دینی آنجا،  خاطرات سقوط تکرار شد.  تونل آناتولی که از یک قرن پیش در دست عشایر بود کاملاً باز شد.  بورژوازی با این سقوط روم شرقی ناگاه خود را در گام بزرگی دید،  که استعمار نو پیدا بود.  ایلات و اقوام در ده ملیون کیومتر مربع نیمه غربی آسیا که در زندگی دایره ای بسر می بردند بهترین طعمه بودند.  چهره های جدید استعماری،  خیلی سریع جهان را بین خود تقسیم کردند و هر کدام در زمان های قدرت و ضعف به رقابت پرداختند،  البته با نوعی هماهنگی.  با این تقسیم بندی و بسته شدن راه آسیای صغیر توسط عثمانی،  استعمار گران از راه های دریایی جنوب به سمت خلیج فارس و ایران آمدند. 

      مسلمانان و بویژه ایرانی های اطراف اقیانوس هند،  در خصوص جزایر و سواحل و بلاد منطقه خویش و احوال بادهای و بارانها و جریانها و راه های آبی و فن کشتیرانی و تجارت اطلاعاتی عمیق و گسترده داشتند.  ایرانیان قدیم این دانش را که  راهنامه  خوانده میشد نوشتند،  در طول تاریخ مورد استفاده  ناخدا یان  که کلمه ای زبان پارسی است قرار می گرفت.  واردین به رمز های دریا نوردی را  معلم  می گفتند،  این دانش ها مورد استفاده و یا در واقع سوء استفاده استعمار برای پیش برد اهداف شوم قرار گرفت.  در سال 1497 یا 902 قمری،  واسکواداگاما  که همراه  تلمی دیاز  بود،  از امید نیک به زنگبار رسیدند،  این اولین بار بود که اروپاییان پیش قراول استعمار به زنگبار که کلنی نشین پارسی از دوران هخامنشیان بود رسیدند،  تا این زمان دریا نوردان ایرانی و عرب مخلص اقیانوس هند بودند.  پرتغالی ها در زنگبار با معلم بزرگ ایرانی دریا ها و جغرافیا  شهاب الدین احمد بن ماجد  آشنا شدند و معلم ایرانی با روش پاک معلمی آنچه از دانش داشت در اختیار آنها گذاشت.  ببینید استعمار چگونه با دانایی و پاکی ایرانی ها اولین برنامه خود را ریخت،  و آنها همچنان می خواهند از این سادگی و در قرن 21  سوء استفاده مجدد نمایند ولی در قرن سنت گریزی که در  اینجا  گفته ام امکان آنرا ندارد. 

      در سال 1505 // 911 قمری،  الفونسودالبوکرک پرتغالی بدستور نایب سلطنه پرتغال فرالسیسکودالمیدا در هند،  کشتی های ایرانی متعلق به هرمز را غارت کردند و آتش زدند،  این اولین برتری توپ و تفنگ استعمار گران بود.  البته یاد آوری نمایم،  که دروغهای نوشته شده درباره تاریخ مغول باعث مخدوش شدن نفوذ و ترفند های استعمار گران شده است،  این وظیفه عزیزان تاریخ نویس ایران بزرگ می باشد که نسبت به کشف واقعیت های تاریخی اقدام کنند.  سپس پرتغالیها به عمان و مسقط رفتند با قدرت آتش برتر، کشتند و نابود و غارت کردند.  بگویم که این نوع غارت و ماجرا هایی که درباره آن نوشته اند واقعیست نه آنچه که از غارت های اسکندر و چنگیز نوشته اند.

حاکم ایرانی هرمز نیرویی مشتمل بر سی هزار نفر ایرانی و عرب و مزدور فراهم آورد و با چهار صد کشتی کوچک و بزرگ برای مقابله با دشمن شتافت.  در دریا و جزایر کوچک،  قدرت آتش توپ و تفنگ پرتغالی باعث برتری شد،  سپاهیان ایران شمشیر و کمان داشتند،  و فاقد سلاح آتشین بودند.  نبرد به سود سلاح گرم شد،  و ایران ها کاری از پیش نبردند و مجبور به سازش شدند،  احتمالاً ترفند های بورژوازی هم در این کار نقش داشته،  مانند رشوه دادن و وعده پست و مقام و چیز های دیگر پشت پرده که ما نمی دانیم.  اولین قرار داد استعماری بسته شد،  و حاکم هرمز تابعیت پادشاه پرتغال را پذیرفت و متقبل شد که در حال پنج هزار  اشرفی به عنوان غرامت و هر ساله پانزده هزار اشرافی به عنوان خراج به پادشاه پرتغال بپردازد و کالا های تجاری پرتغال که به هرمز وارد شود از پرداخت حقوق و عوارض گمرکی معاف باشد.

        آلبو کرک پس از امضای این قرار داد،  یک قلعه نظامی در هرمز ساخت و پایگاه تجاری در آنجا بنا نهاد.  از این پس آنها مزه بورژوازی را به ایران آوردند و بدین ترتیب با شاه و دولت و سپاه ساختند و بافتند،  هر آنچه می خواستند کردند.  اولین حکومتها و بازارها بسبک نو در ایران شکل گرفت و ما از این تاریخ طبقاتی و جدا شدن مردم را می بینیم.  قبل از آن اختلاف مردم ایران بزرگ با یکدیگر فقط نام قبیله آنها بود،  ولی بعد از این مرزها و سرمایه ها جدا شد و شاه ها و حاکمان،  کاخ ها ساختند و پشت آنها کوخها و کپرها پدیدار گشت.  از این تاریخ ما شاهد آثار مهمی از اختلاف طبقاتی هستیم،  بعد از هخامنشیان کاخهای شاهان دیگر چندان زیاد نبود یکباره پدیدار گشت.  این گذر تاریخی،  یعنی ورود استعمار و بورژوازی به ایران بسیار مهم است و باید توسط هم میهنان گرامی تاریخی،  در باره آنها تحقیقات وسیع و بدور از دروغ های دشمنان صورت گیرد. 

  اولین تحمیل استعماری به ایران توسط فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا و پرتغال:

      *آزادی مذهبی پیروان کلیسای کاتولیک در ایران.  *عدم سازش با ترکان عثمانی و ادامه جنگ و اتحاد با اسپانیا و پرتغال بر ضد عثمانی.  *اخذ امتیازات بازرگانی برای اتباع خویش،  یعنی اسپانیا و پرتغال.

      برای جنگها و اختلافات و کودتاها که در دوران نفوذ استعمار در ایران بوده باید تحقیقات واقعی صورت گیرد و از منابع دروغ نامه هایی به نام کتاب مانند،  عالم آرای عباسی، تاریخ طبری،  که دروغ در آن زیاد است خود داری شود.  خیانتها و جنایت های دول استعماری در ایران شناسایی شود،  و در صورت توانایی نسبت به آنها اقداماتی جهت احقاق حق صورت گیرد.  در این زمینه انوش راوید آماده همکاری و هم فکری با علاقه مندان می باشد،  تا نسبت به محاکمه مجازی جنایتکاران تاریخی اقدام شود، یا ایجاد تبلوری از راه راستی.

در سال 1578 // 996 قمری شاه عباس صفوی در یک کودتا بر تخت سلطنت نشست،  این اولین کودتا در تاریخ سیاسی جهان بسبک امروزی است،  که در ایران اتفاق افتاد!.  همزمان بود با روی کار آمدن بورژوازی انگلستان که در گذر از دوران وسطی و گرفتن قدرت دریایی رو به رشد سریع در جهان،  هم چنین دوران ضربه پذیری امپراتوری ثروتمند ماورای بحار اسپانیا و پرتقال آغاز گردیده بود.  سلطنت شاه عباس رابطه ای مستقیم به اتفاقات جهان مدرن آن روز یعنی اروپا داشت،  درست در همین ایام یک هیئت انگلیسی تحت نظر سر آنتونی شرلی و برادرش رابرت به ایران رسیده و مورد توجه زیاد شاه عباس قرار گرفتند.  و رقابت بین اسپانیا و انگلیس در ایران آغاز شد.  مانند، فیلیپ  طی دستور العمل مورخ 15 فوریه 1594 به لزوم حفظ ارتباط سیاسی با ایران فرمان داد.  و سفیر غیر رسمی وی نیکولادی ملو به شاه عباس توصیه کرده بود که هرگز به وعده های سر آنتونی شرلی و دولت انگلستان اعتماد نکند و دوستی پادشاه اسپانیا را که دیرینه و استوار است هم چنان نگه دارد،  و وعده کمک تمام دول مسیحی به ایران برای جنگ با عثمانی را می داد.  شرلی هم متوجه شد و اقدامات متقابل در ایران انجام داد.

      این آغاز مبارزات دول استعماری با یکدیگر در ایران بود،  منجمله برای تسلط به خلیج فارس و همه خاک ایران بزرگ،  تمام کلک ها و ترفند ها را بکار بردند،  منجمله دروغ گفتن در تاریخ و نوشتن سفر نامه های تقلبی.  پس از پرتغالیها و انگلیسی ها ملل دیگر اروپایی پای به ایران نهادند،  برای بردن سهم بیشتر از منافع حاصل از استثمار مردم ایران،  به حکومت های محلی و غیره نفوذ کرده،  خودشان چون سگ و گربه به جان هم افتادند.   ما در طول قرنها ناظر این جنگ و جدال های خشن و خونین بودیم که صدمات جانی و مالی و اعتباری به ایرانی ها رساند.  اما بدبختانه هرگز اندیشه نکردیم که اینان بر سر چه یکدیگر را بدین گونه سبعانه و دد منشانه پاره می کنند و علت نزاعشان چیست.  آیا مردم ایران بزرگ با یکدیگر دشمنی دارند یا استعمار در تاریخ برای ما چیز هایی ساخته و پرداخته؟

       در کتابهای مختلف که مقاله را از آنها نوشتم دو شکل دیدم:  پرتغال  و پرتقال،  که احتمالاً هر دو صحیح می باشد.  در ضمن بگویم میوه پرتقال،  میوه ای ایرانی است و در گذشته به آن  اورنج  می گفتند،  پرتقالیها  یکبار دیگر از جنوب و بندر عباس که در آنجا کاشته میشد،  به داخل ایران آوردند و به نام کشور آنها در ایران پرتقال نامیده شد!!  این موضوع جای تحقیقات وسیع دارد،  در واقع رد پای استعمار است.  هم چون واحد پولمان ریال یعنی سلطنتی که نامی پرتقالی است،  همیشه تعجب می کنم که چرا این دو نام را عوض نمی کنند و می آیند نام های بین المللی چون کامپیوتر و هلی کوپتر را برایشان حرف در می آورند.

  آیا امپریالیست نو را می شناسید و تأثیر آن را در زندگی روزمره می دانید؟

  پدیده شوم جدید را بشناسید

     بسیاری از تاریخ گویان،  دوره های استعماری و پیامد قرن 20 آن،  یعنی امپریالیزم را پدیده های شوم و ظالم و مرگبار می دانند،  ولی در هر صورت در جامعه بشری اتفاق افتاده و با کنکاش علمی با دانایی قرن 21 متوجه می شویم که چیزی جز تاریخ تکامل و رشد جوامع بشری نبوده است.  امروز از ابتدای قرن 21 شکل دیگری از اینها با ژئو پلتیک ویژه و استراتژی متفاوت ظاهر شده که هنوز در جایی نام خاص برای آن ذکر نگردیده و بسیاری می گویند و می نویسند امپریالیست نو.  روشنفکران و  ایران بزرگ بخوبی و منسجم قادر خواهند بود بدور از فرد گرایی و فرد نمایی و در این فضای انبوه دروغ، دشمنان تاریخی و چهره های آن را که تولید امپریالیست نو می باشند شناخته و آگاهی لازم به مردم عزیز و مبارزان داده و محکم و استوار و اصولی راه به موج نو را بخوبی خواهند گشود.  

      با ظهور اینترنت و ماهواره و همه گیر شدن آنها در دوران انقلاب یا انفجار ارتباطی و اطلاعاتی،  از ابتدای این قرن ساختار مالی در جهان دگرگون شده،  منجمله تأثیر آن در سرمایه داری با شکل های سنتی و یا ملی،  فراملی و یا اتحادیه ای را مورد تغییرات کلی قرار داده،  و شیوه دیگری که سرمایه داری بی هویت می باشد پدید آورده است.  دیگر کسی خریداران بورس ها را نمی شناسد و نمی داند که چه برنامه دارند و می خواهند و تشکیلاتی دارند که اصول پراتیک اجتماعی در آن نیست و سبک کار جدیدی آفریده شده که در آن تئوری تنگ نظری دیده می شود.  سرمایه داری بی هویت می باید مرزهای نو بگشاید و کارهای دیگری را سازمان دهد،  جهت منظور جدید امپریالیست قرن 20 توانایی کار برای آن را نداشته است،  و حال می بایست شکل دیگری از آن به میدان تکامل بیاید که فعلاً آنرا امپریالیزم نو می نامند.  فرو ریختن برج های دو قلو تجارت جهانی پایان کار آخرین دوران سرمایه داری یعنی فرا ملی بود،  و نوید ورود سرمایه داری بی هویت،  حمله به افغانستان و عراق و خلیج فارس یا در واقع خلیج همیشه فارس جهت کامیابیهای آینده بینی آنها بود.

     در واقع امپریالیست نو نرم افزاری است که در ادامه رشد و تکامل جامعه بشری پدید آمده،  و گریز از آن اجتناب نا پذیر است،  فقط با داشتن اطلاعات واقعی و به دور از دروغ با دانایی قرن 21 می توان وجود آنرا به  درک کرد و به خوبی این داستان را هم پشت سر گذاشت.  این نرم افزار نیازمند سخت افزاری است که فعلاً  کل ارتش ایالات متحده آمریکا را شامل می شود و این سخت افزار نیازمند برنامه پشتیبانی است که بازار نوین سرمایه داری بی هویت آن محیط را اداره می کند.  برای متخصصین و دست اندر کاران بیشتر و بهتر شناختن این نو پدیده مطالعه و پیگیری وبلاگ های انوش راوید به آنها کمک می کند،  این وبلاگ ها دید دیگر و به دور از دروغ های تاریخ را به نمایش می گذارد بنابر این مطالب آن هم چیز هایی می باشد که قبلاً کسی امثال آنرا نخوانده است.

      مالک اصلی این سرمایه داری معلوم نیست چه کسانی هستند در کجایند ممکن است در هر جای گیتی باشند در نقش پادشاه، رئیس جمهور، رهبر، پولدار، بانکی،  یا هر کس دیگر که گاهی تصورش هم نمی شود.  بنا براین جمع این سرمایه داری بدنبال هژمونی کامل اقتصادی است،  بدین منظور استراتژی خلق می کند که پایه های ژئوپلوتیک ندارد و فقط مصالح حفظ خود را می طلبد که در واقع سازگاری سخت و تا حدود زیادی غیر ممکن با توده ها دارد و این ها همان اصولی است که فاکتور های دیگری می طلبد.

    بسیاری از روشنفکران در شناخت و تحلیل امپریالیست نو و سرمایه داری بی هویت کوتاهی می کنند و مسائل را فقط سطحی و در حدود مرزهای جغرافیای می نگرند مثلاً بحران های سرمایه داری در جهان را مالی و در همین حد مرزی و سیاه و سفید بررسی می کنند ولی در واقع گذری تاریخی است و تکامل به نوع جدید می باشد.  البته تحلیل ها در حدود جغرافیا لازم است،  اما باید موارد ذکر شده در این صفحه را هم کاملاً در نظر گرفت،  و در صورت لزوم از کارگاه فکر سازی کمک گرفته شود.  اگر به دور از دروغ ها و به واقعیت در باره تاریخ و تاریخ اجتماعی و تکامل جوامع بشری بدانیم،  به راحتی می توانیم مسائل و موضوعات را تحلیل کرده و با ایده های نو مرز های دانش را گسترش داده و قرن سنت گریزی را بدون مشکل پیمود.

    پیران استعمار در اوج بدبختی

      امروزه بسیاری از جوانان ایران بزرگ در رادیو و تلویزیون ها و مطبوعات کشورهای سابقاً استعمار گر مشغول فعالیت هستند،  به احتمال زیاد آنها وبلاگ های انوش راوید را می خوانند وقتی می بینند از استعمار و امپریالیست می گویم بسیاری از آنها بدلیل جوان بودن و عدم آگاهی های تاریخی برایشان مفهومی ندارد،  احتمالاً پیش خودشان خواهند گفت که این آقا چه می گوید،  اروپای غربی و ایلات متحده آمریکا را چه به استعمار امروز خودشان در بدبختی و بیکاری و بی پولی گرفتارند و همه در همه جا در به در دنبال لقمه نانی می گردند و هزار مشکل دیگر.  البته داشتن درک واقعی از استعمار و امپریالیست برای همگان لازم است که آنها چقدر کشتند و نابود کردند و کودتا ها راه انداختند و مرزها کشیدند و مردم و فرقه ها را علیه یکدیگر شوراندند و مهمتر از همه برای پیشبرد اهدافشان در تاریخ دروغ های بسیاری گفتند.

      لازم است توده مردم بویژه جوانان که اکثرآً دانش و تحصیلات آنها به تاریخ مربوط نمی شود توضیح اندک ولی جامع داد تا در حوصله اشان قرار گیرد و به اندازه ای از دشمنان بدانند،  بدین جهت مطالعه مقاله استعمار و امپریالیست پیشنهاد می گردد.  البته این قسمت از تکامل تاریخ اجتماعی جبر طبیعی تاریخ بوده و نباید آنرا تنها پدیده شوم نگریست بلکه باید بدیها و زشتیها را از میان آن تاریخ شناسایی کرد،  راه کارها و قدمهای مثبت برای اهداف بشری ابداع نموده و برای آنها گام برداشت.  دانستن بخش هایی از تاریخ و تاریخ اجتماعی امر مهمی است تا آهنگ تکامل جامعه بشری شناخته شود،  که با ایجاد نگرشی مثبت به ساختار های تاریخی اجتماعی در جهت آینده بینی استفاده گردد.  وقتی به درستی و دور از دروغ های تاریخ مسائل دانسته و درک شوند براحتی می توان از مرحله دیگر تکامل جامعه بشری که امپریالیست نو می باشد عبور کرده،  گذر از این مرحله تاریخی قرن 21  نسبت به دوره های استعماری و امپریالیستی کوتاه تر خواهد بود ولی در صورت عدم دانش و آگاهی روشنفکران در شناخت آن خسارات بسیار سنگین و مرگبار در پی  خواهد داشت.  پس بیایید با مطالعه و پیگیری وبلاگ های انوش راوید و اظهار نظر دست در دست هم در کارگاه فکر سازی تاریخ اجتماعی و رشد و تکامل آن را شناخته و با خلاقیت نوین آینده خوب و روشنی را رقم بزنید. 

  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21 و تاریخ حمله اعراب و تاریخ مغول در وبلاگ انوش راوید  بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com